{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد در کنجِ وجودم به اسارت رفته

درد در کنجِ وجودم به اسارت رفته
        من چو غمبارترین خاکِ جهان ، ایرانم .
دیدگاه ها (۱۱)

‌ - روح او آبی بود . . « ...

«تنهایی و غم غربت در جانش چنگ انداخت، غربتی که در میان شهر آ...

گر غم دهد فرصت جولان  کوچ خواهم کرد ز شهر مردگان حیفِ از آن ...

عزیزِ من! فریب واژگان خوش آب و رنگ آنان را نخور؛تاریکی و روش...

جان چو دیگر شودجهان دیگر شود ...!

درد جزئی از وجودم شده .. دوس شدیم دیگه باهم....

⁨⁨ما خون می دهیمما خون می دهیم تا یک وجب از خاکمان را ندهیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط