{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا باور کن

مرا باور کن
پارت 30:
دلبر:
واای این درمانگاه خیلی بزرگه انگار بیمارستانه
- تیاء به این میگین درمانگاه(به درمانگاه اشاره کردم)
تیاء--آره پس این بنظرت چیه؟
ریاء- ولا بنظرمون این بزرگتر از درمانگاه
تیاء- حالا اشکال نداره. من وقت ندارم بیا بریم داخل
رفتیم داخل درمانگاه بخش های زیادی داره بااینکه مهندسم ولی چون زیادی پیش ریاء میرم بیمارستان همه ی جاهاشو حفظ کردم
تیاء به سمته دفترش رفت مراجع کننده های زیادی داره
و انگار همه حامله ان 😐
من و ریاء کل درمانگاه رو دور زدیم خیلی بزرگ بود
و تمیز برعکس توقعم فکر کردم درمانگاه های روستا همیشه کثیفن
*****************
ساعت 15 برگشتیم عمارت خیلی خسته بودم آخه تیاء
ریاءرو مجبور کرد دکتر بشه و من پرستار واای وقتی خواستم
یه زنو آمپول بزنم اصلا بلد نبودم بعدا ریاء اومد و منو نجات داد خدا اینو بخیر گذروند ولی دفعه ی بعد کی میدونه
- ریاء
ریاء- بله
- بنظرت سیرینو نمی یاریم
ریاء- این یه ایده ی خوبیه ولی...... فکر نکنم خانواده اش قبول کنن
- خوب بنظرت چکار کنیم هااا من مدرکه مهندسی دارم نه پرستاری بعدا اگه ارباب بدونه فکر نمی کنی مارو تیکه پاره میکنه
ریاء- آره حق با خودته ولی من با آرمان صحبت میکنم حلش هم میکنم
- باشه اینکه از خدامه
*************
ریاء:
به تیاء گفتم که می خوام با آرمان صحبت کنم
اونم به من گفت باید برم عمارت ارباب و اونجا پیداش می کنم...........
از یه خدمتکا پرسیدم که اتاق آرمان کجاست و منو راهنما کرد طبقه ی دوم بود
دره اتاقشو زدم ولی کسی جوابم نداد دوباره زدم
دیگه خسته شدم و بدون اجازه وارد شدم
آخه هیچکی تو اتاق نبود ولی اتاقش دکوراسیونش عالیه
همش سبز یشمی بود خیلی اتاقش خوشمله
داشتم اتاقشو برنداز میکردم که کسی منو از پشت گرفت
دستشو دوره شکمم گذاشت خواستم جیق بزنم که دهنمو
گرفت...............
........... ادامه دارد........
دیدگاه ها (۷)

مرا باور کنپارت 31ریاء:داشتم خفه میشدم آخه دهنمو محکم گرفته ...

مرا باور کنپارت 32ریاءآرمان- تو میگی خواهرت............ ولی ...

مرا باور کنپارت29تیاء:داشتم صبحونه می خوردم امروز باید برم د...

مرا باور کن پارت ۲۸:دلبر:این ..........همون آرین خر مون بود....

‏🦊[۲۲:۵۰ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎکنسرت خیلی خوش گذشت!!!ولی امر...

ارباب منپارت ۲خانم بزرگ:نه خونه ی تو اینجاست حالا برو سر کار...

یه حرفی باهاتون داشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط