{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز از جلو یه رستوران رد میشدم

دیروز از جلو یه رستوران رد میشدم
رفتم داخل گفتم
اقا ببخشین جوجه دارید؟
گفت :آره داریم...
گفتم :بهش آب و دونه بدین نمیره =))
تا آخر خیابون با لنگه کفش دنبالم میکرد بی جنبه
دیدگاه ها (۳)

درسته خوشگلو خوش تيپ نيستم..........اما در عوضش دوست داشتنى ...

اینقده بدم میاد وقتی دارم روی آهنگ میخونم خوانندهه اشتباه می...

غضنفر داشت اظهار نظر می‌کرد :این جلال آل احمد که هی ازش تعری...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

" مکالمه "لیا : الو کوک : سلام خوبی ؟لیا : آره مرسی تو خوبی ...

رمان اسیر خان پارت ششم ۶

......//برده ی زیبا//.....

ترکم نکن

برده عمارت جئون

فیک کوک پارت = ۸ویو ا.ت بعد ار اینکه از خونه اومدم بیرون همو...

رومان عشق مافیا پارت 32این پارتش خیلی زیاد خوب نیست اولش عرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط