{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرک جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :

پسرک جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :
خانم، تو رو خدا یه شاخه گل بخرید
زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد!
پسرک گفت، زیباست، چه کفش های قشنگی دارید !
زن لبخندی زد و با غرور گفت : بله، برادرم برایم خریده است، دوست داشتی جای من بودی ؟
پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت :
نه، ولی دوست داشتم جای برادرت بودم، تا من هم برای خواهرم کفش میخریدم …
دیدگاه ها (۲)

خیلی قشنگه حتما بخونید:پسر 16ساله ای از مادرش پرسید:مامان بر...

نادرشاه و باغباننادر شاه در حال قدم زدن در باغش بود که باغبا...

MmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmM

به سلامتی کسی که وقتی دل بست ، تا آخرش درو روی همه بست !به س...

ص ۶۶با ازاده تماس گرفتم __باز هم این موضوع را از پریسا مخفی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط