{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرم که به شانه ات برسد

سرم که به شانه ات برسد
تمام است:
همه ی دردها، همه ی اشکها... .
شب رنگش را مدیون ِ چشمان ِ توست
من آرامشم را.
آسمان، برایم سقف نمی شود؟!... نشود!!!
زمین، زیر ِ پایم استوار نیست؟!... نباشد!!!
این ها به چه کار می آیند؟!
سرم که روی ِ شانه ات باشد
هیچ چیز نمی خواهم
نه از زمین، نه از زمان،
شانه ات بس است.
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش اول_ _سردرگم هستم. با خودم در جنگم.می‌خواه...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

Fourteen

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط