{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اِمروز به آن هایی می اَندیشَم که روی شانه هایَم

اِمروز به آن هایی می اَندیشَم که روی شانه هایَم
گریه کردَند و نوبَتِ مَن که شُد
شانه خالی کَردَند…!
دیدگاه ها (۱)

نه این که تا صبح گریه کنی

~_~

لِباس هایَم تَنگ میشُد میبَخشیدَم به اینو آن ولی حالا دلِ تَ...

بیشتَرِ وقَتا پُشتِ جُمله ی:”عِیب نَداره مُهِم نیست”،یِک دلِ...

شنیدی حال من را... خم به ابرویت نیاوردیهمان لحظه جهان از گری...

عمر من برای گریستن کوتاه است.گریستن برای تک‌تک آن‌ها.تک‌تک‌ ...

من اگر یڪ روزخدا را ببینمــنه از بهشتـــ می‌پرسمــنه از جهنم...

علامـــه طباطبائی «ره» :یک روز در مدرسه ایستاده بودم، مرحوم ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

مادرم نیست

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

عاشقانه های شبنم دامنه های دماوند

سالی که جنگ ایران و عراق شروع شد گریه می‌کردند که برم جبهه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط