{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی با بودن تو قشنگ میشود

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄
پارت 13
ته: بگو لیا بیاد
جنا : خوابه ( حرصی)
ته : ازت می‌خوام که منو بببخشی
جنا: چیییی من تورو ببخشم من تا عمر دارم این کارو فراموش نمیکنم آقای کیم لطفاً الان هم وقت من رو نگیرید به قدر کافی از دستتون حرصی ام
و جنا در رو بست
ویو تهیونگ ✨
من چیکار کردم الان باید چطوری دلش رو بدست بیارم
تو همین فکر ها بودم که پشت در خوابم برد بود
صبح حس کردم روی یه تختم چشمام رو کامل باز کردم و دیدم تو اتاق جنا ام رفتم بیرون و دیدم جنا و لیا مثل مادر دخترا نشسته بودن . جنا داشت به لیا صبحونه می‌داد و و باهم میخنندیدن لیا : داییییی جونم بیدار شدی
جنا تا منو دید لبخندش محو شد و رفت توی آشپزخونه
منم رفتم سر میز نشستم
ته: صبح بخیر
جنا: صبح بخیر (سرد)
لیا: داییی جونم میشه امشبم اینجا بمون لطفاً لطفاً
ته: اگه جنا خانوم مشکلی نداره میتونیم بمونیم
جنا:نه مشکلی ندارم (سرد)
ادامه دارد...
چند درصد ازم راضی هستید✨؟
دیدگاه ها (۳)

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 14ویو جنا ✨ کلی با لیا ...

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 15فکر نمیکنم به شما ربط...

پروف عوض شده گممم نکنید💜💜

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 12رفتم خونه و صدای در ا...

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 8ویو جنا🎀وقتی اون حرف ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط