{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر دستشو گذاشت رو شونه پسرش,وازش پرسید:تو قویتری یا من؟

پدر دستشو گذاشت رو شونه پسرش,وازش پرسید:تو قویتری یا من؟ پسر گفت:من, پدر با دلشکستگی دوباره پرسید: تو قویتری یا من؟

پسر گفت من,پدر با دلی گرفته به یاد همه زحمتهایی که کشیده بود دستشو از شونه پسرش برداشت . دو قدم دورتر رفت و پرسید:تو قویتری یا من؟

پسر گفت:شما.پدر گفت چرا نظرت عوض شد؟پسر گفت:""وقتی دستت رو شونه ام بود فکر میکردم دنیا پشتمه""
دیدگاه ها (۲۶)

اگه یه روز من مردم, و تو منو دوست داشتی.. پنج شنبه ها بیا سر...

توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت : می خورم به سلا...

و امشب چقدر تاریک است... نه مهتابی، نه ستاره ای، و نه نور ...

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند, معنی کور شدن را گره ها می...

سناریو bts درخواستی نوشته:sarii

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒ویو آنیا کوک همینجوری حرصم میداد که دی...

★Morning after.....+عشقم خسیس بازی در نیار بالاخره باید یجور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط