{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کارم چو زلف یار پریشان و درهمست

کارم چو زلف یار پریشان و درهمست
پشتم به سانِ ابرویِ دلدار پُرخَمست

غم شربتی ز خونِ دلم نوش کرد و گفت
این شادیِ کسی که در این دور خُرمست
دیدگاه ها (۳)

خطرناکترین نوع بشر انسانی است که اعتقادش زیاد و فهمش کم است....

مرا تا دل بود دلبر تو باشیز جان بگذر که جان پرور تو باشیگر ا...

#معرفی_آهنگدرخت دوستی بنشان که کام دل به بار آردنهالِ دلبری ...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

🔺فردوسی در مرکز اهدای خون🔰 ۲۵ اردیبهشت، روز پاسداشت زبان فار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط