ای که بی واهمه در خلوت ما می آیی
ای که بی واهمه در خلوت ما می آیی
آمدی تا که بپاشد ز هم این تنهایی
گفته بودم به کسی دل ندهم در همه عمر
تا تو را دید دلم گفت تو استثنایی
من به رمال سپردم که دعایی بکند
به کسی برنخورد ای گل اگر با مایی
شک به عشقم نکنی فال زدم حافظ گفت
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
اینکه روی همه را می نگرم هیزی نیست
خواستم دیده بفهمد تو فقط زیبایی!
گفت با شعر شما چیست برابر ؟گفتم
تو همان ساده بگو "عاشقتم آقایی"!
.
آمدی تا که بپاشد ز هم این تنهایی
گفته بودم به کسی دل ندهم در همه عمر
تا تو را دید دلم گفت تو استثنایی
من به رمال سپردم که دعایی بکند
به کسی برنخورد ای گل اگر با مایی
شک به عشقم نکنی فال زدم حافظ گفت
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
اینکه روی همه را می نگرم هیزی نیست
خواستم دیده بفهمد تو فقط زیبایی!
گفت با شعر شما چیست برابر ؟گفتم
تو همان ساده بگو "عاشقتم آقایی"!
.
- ۴.۱k
- ۰۶ آذر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط