{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کله پوک صورتی

کله پوک صورتی✨️
پارت ۳۸
ملیندا با یور تماس میگیره: سلامم یور
یور: اع سلام ملیندا
یور : میخواستم یک برنامه ای جور کنم نظرت جیه امروز باهم بریم خوش بگذرونیم طبق معمول حوصله ام تو خونه سر میره
یور : آره که میشه ولی انیا چان تو خونه تنها و کلی درس داره و نمیتونم بیارمش
ملیندا :، اع اشکالی نداره راستی نظر انیا رو درمورد همون قضیه برسیدی؟
یور : آره ولی واکنش خواستی نشون نداد
ملیندا : امم یور یک لحظه گوشی الان برنامه رو طبق خواسته ی خودم میجینم
جیوز جیوز
جیوز : بله بانو ملیندا
ملیندا با سرعت گفت : میتونی امروز به دامیان بگی بعد از مدرسه یک‌راست بریم دنبالش ؟
جیوز : بله باند
جیوز توی ذهنش :جدیدا اخلاق بانو عوض شده
ملیندا توی ذهنش : وای من جه جه غلطی کردم من آلام میخوام دامیان و هرجایی ببرم ج...جرا دامیان از خوابگاه ب خونه ی خودم نیارم ولی من الان دارم به جی فکر میکنم روانی شدم
یور ،: ملیندا ملیندا
ملیندا : اوع ببخشید یور انیا و من ترتیب میدم میگم اگه اشکالی نداره دامیان امروز خونه ی شما بیاد تا زمانی که من تو به باشگاه مشتریان رفتیم بعدش بیام دنبال دامیان
یور: اوع حتما جرا که نه
ملیندا : خب ساعت ۲ میبینمت
یور :منم
تلفن و قطع کردن ملیندا داشت با خودش فکر میکرد خیلی زیاد داره با یور خوش میگذرونه و دامیان رو هم این ور اون ور میبره مگه رفتارش با شوهر و همسرش سرد نبود ؟ ولی اگه دامیان مثل داناوان قدرت ذهن خوانی نداشته باشه بس خطر ناک نیست 《طبقه گفته ی مانگا اصلی داناوان دزموند طی اتفاقات اخیر ذهن خوان بوده 》
خوابگاه پسرونه ی ادن:
تلفن در حال زنگ خوردن
دامیان : آهای آقای چکه چکه برو تلفن و جواب بده
امیل : ای بابا ارباب شما خودتون تا به حال خودتون و خیس نکردین
دامیان : دهنتو ببند
ایون : ای بابا اصلا من جواب میدم
ایون تلفن و برداشت : کیه
جیوز : منم
ایون : آها باشه آقای دامیان گوشی
دامیان : با من کارداره
ایون : بابا همه ی تلفن ها باشما کار دارن دیگه
دامیان تلفن و برداشت : الو
جیوز: منم
دامسان : منم کیه
جیوز : جناب دامیان
دامیان : جناب دامیان و زهر مار تو دیگه کی هستی
جیکز : جناب دامیان منم جیوز .
دامیان : عه ببخشید نشناختمت به مامانم نگو بهت اینطوری جواب دادم
جیوز : حتما
دامیان : حو کارت جیه ؟
حیوز : امروز قرار مادرتون بره باشگاه معروف مشتریان برتر والیبال
دامیان : حتما با مادر اوندختره انیا نه من نمیام
جیوز :، نه جناب دامیان شما قرار نیست برین باشگاه مشتریان برتر والیبال شما قراره خونه ی دوشیزه فورجر برین جون ایشون تنهان
دامیان : جیییی؟!اصلا اصلا عمرا من برم خونه ی اون صورتی اونم تنها بابا ۱۲ سالشه سنش که ماست نیست اون وسط
حیوز : شما از دستور مادرتون سر بیجی میکنید جناب دامیان ؟
دامیان : خیله خب باشه این دفعه رو بخاطر مامانم میام ای بابا جیوز یک جیزی میگم به مادرم نگو مادرم داره از من برای خوش گذرونی های خودش استفاده میکنه
جیوز:شما و دوشیزه فوجر هم خوش میگذرونین دیگه
دامیان قرمز میشه : نه اونجادبرام مثل مجلس ختم جی میگی
جیوز : اهم اهم من باید برم ساعت ۲ دنبالتون میام






■□■□■□■□■□■□■□■


ببخشید ویسگون بیشتر از این نمینویسه 💔🥀
دیدگاه ها (۳۰)

کله پوک صورتی ✨️پارت ۳۹ایون : اهم اهم ارباب دامیان جدی میخوا...

سال تو نوتون مبارککککک دوستایی عزیزممم انشالله که سال خوبی د...

خب دوستان این عکس انیا دامیان برای مسابقات جنگلی با یونیفرم ...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۳۷انیا : آهای بسر دوم اگه من برم زیر تخ...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۲۶ملیندا خندید و گفت : خوب میتونی انیا ...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۱۹ویو داناوان 《بابای دامیان 》و ملیندا《م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط