{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کله پوک صورتی

کله پوک صورتی✨️
پارت ۱۹
ویو داناوان 《بابای دامیان 》و ملیندا《مامان دامیان 》
یکی از معمور های داناوان به داناوان میگه
معمور: جناب دزموند خانم ملیندا دزموند همین حالا یک کار فوری با شما دارند
داناوان: بگو بیاد تو
ملیندا با سرعت وارد دفتر داناوان شد وگفت
ملیندا: داناوان تو دیوونه شدی میخوای پسرمون و با چند تا خدمتکار و بدون راننده و خودکار بفرستی نیویورک ؟ داناوان تو عوض شدی خیلی
داناوان: اون پسر ما نیست پسر توعه
ملیندا:دانوانا تو چطور میتونی چنین حرفی رو بزنی تو .....تو...یک عوضی وحشتناک هستی 《بله ملیندا بلخره تونست تو روی داناوان وایسته》
داناوان: برای من مهم نیست
ملیندا: ای عوضی
ملیندا سریعا یک ماشین گرفت تا بره پیش دامیان
ویو ی یور :از زبان یور :
داشتم اشپزخونه رو تمیز می‌کرد که یک دفعه تلفن زنگ خورد
یور فورجر هستم بفرمایید
سلام خانم فورجر من آقای هندرسونم
یور: بله بفرمایید
آقای هندرسون:امروز طی یک حادثه ای انیا و بکی و ایمل و ایون از مدرسه فرار کردن من اون هارو دیدم اما جلوشون و نگرفتم
یور : جی الان کجا رفتن
آقای هندرسون الان بهتون میگم
》آقای هندرسون از جیوز آدرس گرفته بود 》آقای هندرسون آدرس هواپیما رو یه یور داد و یور تا تلفن و قطع کرد عین میگ میگ با همون لباس رفت
ویو انیا:
همچنان تاکسی ماشین لیموزین و دنبال می‌کرد
راننده تاکسی گفت : شما از دانش آموزان ادن هستین
بکی: آره نترس پولتو میدیم
لیموزین کنار فرودگاه هواپیما های خودکار وایستاد تاکسی که انیاشون سوار بودن هم رسیدن اما تا کرایه رک با راننده صاف کنن طول کشید
دامیان از لیموزین پیاده شد
جیوز : ارباب دامیان برین داخل هواپیما تا ماهم بیایم
دامیان : باشه
دلمیان رفت داخل هواپیما تا کمربند و ببنده یک دفعه صدای انیا رو شنید با خودش گفت نه دیوونه شدم اما انیا با صدای بلند گفت پسر دوممممم
انیا و بکی و ایمل و ایون معمور هارو پس زدن ورفتن تو هواپیما ایمل و ایون دامیان و بغل کردن و بعدش انیا محکم دامیان و بغل کرد
دامیانگفت:هی دختره ی صورتی چیکار میکنی
انیا گفت : مدرسه بدون پسر دوم برای انیا مدرسه نمیشه
دامیان سرخ شد و گفت ت.توهم هم..ینطور
ایمل و ایون گفتن چیییییی جناب دامیان
دامیان خجالت کشید و قشنگ سرخ شد و گفت : یعنی دماغ سوخته خریداریمممم بعد انیا رو
و پس زد
یور با سرعت میگ میگ رسید رفت پیش جیوز و گفت انیا و دامیان و بقیه کجان
جیوز: آروم باشین خانم فورجر اون ها جای امنین
بعدش ملیندا با سرعت از تاکسی پیاده و شد و با سرعت به طرف هواپیما رفت و جیوز جلوی ملیندا رو گرفت
جیوز :آروم باشید خانم دزموند
ملیندا : چطوری بدون وجود پسرم آروم باشم
یورکه هیج چیزی رو کامل نمیدونست حرفی نزد
از زبان نویسنده: اونجا کلی معمور هواپیما بودن یکی از اون معمور ها سیم کشی های هواپیما و رو دستکاری کرده بود و سریع در هواپیما رو با کنترلش داشت می‌بست و شماره ی معکوس پرواز هواپیما داشت شمرده میشد
انیا : این صدای چیه
بکی : بمبه ؟
ایمل : نه احمق اون
ایون: شماره ی معکوس هواپیما خودکار
دامیان تعحی کرد و گفت : زود باشین تا هواپیما بالا تر نرفته و در بسته نشده باید شما ها بپرین زود باشین اما دیگه دیر شده بود و هواپیما فاصله ی زیادی و به بالا رفته بود
ویو اون پایین:وای نه پسر عزیزم دامیان
یور : انیا
وای نه ملیندا گریه گریه میکرد و گفت حالا باید چیکار کنم 《باگریه》
جیوز : لطفا آرامشتان و حفظ کنید
یور : کاشکی توی این ارتفاع روی این هواپیما می پریدم
جیوز سریعا بی سیم و برداشت و حرف زد
ویو اون بالا:
دامیان:در کامل بسته شده وای نه شما ها کاشکی نمیومدین بخاطر من تو دردسر افتادین
ایمل و اوین : این حرف و نزن جناب دامیان .
بکی: آره
انیا یک صدایی از اتاق خلبان شنید
انیا:هی بچه ها یک صدایی از اتاق خلبان میاد
دامیان: ظرفیت اتاق خلبان دو نفره هست
بکی: خب چطوره تو انیا برین ...........



¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
خب دوستان این هم از
پارت ۱۹ امیدارم خوشتون اومده باشهههههه💃💃💃
دیدگاه ها (۴)

کله پوک صورتی✨️ پارت ۲۰ 《ویژه》دامیان :نه من عمرا با اون تنها...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۲۱ 《ویژه۲》ویو انیا و دامیان انیا: همش ت...

کله پوک صورتی✨️پارت ۱۸یکی از همکار های جیوز پیغامی رو به جی...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۱۷دامیان گفت :ولی ولی خود انیا هم میگه ...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۲۴ هندرسون بجه ها بحث نکنید الان باید ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط