🌷هشت نه سال بیشتر نداشتیم کلی خربزه خوردیم هر دومان دل د
🌷هشت نه سال بیشتر نداشتیم کلی خربزه خوردیم هر دومان دل درد گرفتیم، نور علی از دل درد دیگر نمیتوانست راه برود نشست شکمش را داخل دستهایش جمع کرد و گریه اش گرفت یکباره هر چه خورده بود بالا آورد راحت شد .
🌷گفتم نور علی، راستش آن خربزه ها مال ما نبود گفت پس بگو چرا به ما نساخت مال حرام بوده از جایش بلند شد و راهش را عوض کرد گفتم مگر نمی روی خانه؟ گفت نه؟ باید بروم از صاحبش حلالیت بگیرم گفتم دیوانه اول یک فصل کتک مفصل میخوری گفت: نوش جانم ! از مال مردم خوردن که بدتر نیست
✍ روایت: اول
📖 کتاب: نورعلی
نیم نگاهی به زندگی و اوجبندگی سردار شهید نورعلی شوشتری
#هشتم_شوال
#با_شهدا_گم_نمی_شویم
╭🌹
╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
🌷گفتم نور علی، راستش آن خربزه ها مال ما نبود گفت پس بگو چرا به ما نساخت مال حرام بوده از جایش بلند شد و راهش را عوض کرد گفتم مگر نمی روی خانه؟ گفت نه؟ باید بروم از صاحبش حلالیت بگیرم گفتم دیوانه اول یک فصل کتک مفصل میخوری گفت: نوش جانم ! از مال مردم خوردن که بدتر نیست
✍ روایت: اول
📖 کتاب: نورعلی
نیم نگاهی به زندگی و اوجبندگی سردار شهید نورعلی شوشتری
#هشتم_شوال
#با_شهدا_گم_نمی_شویم
╭🌹
╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
- ۵۸۰
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط