پارت جدید آوردم

پارت جدید آوردم
پارت نمیدونم چند
همینکه رفتیم آشپز خونه دیدم که یکی داره کیک یونگی رو میخوره خواستم برم سمتش که بر گشت تا صورتش رو دیدم اسلحم رو در آوردم
به به جناب یادی از ما کردین
&یا اون کیک برای من بودددددددددددددد
.. هه برای تو بود ببخشید فکر کردم خبر دارین می‌خوام بیام
رفتم جلو اسلحم رو گذاشتم رو سرش
جناب جعون (بعلهههه با جونگکوک اومدم خدمتتون) یا میگی چی میخوای یا میکشمت
&آت با داداشم چیکار داری
چی داداشت
& داداش واقعیم نیست ولی به اندازه داداشم دوسش دارم
خب پس آشنا در اومدید
&اره
ولی تو چرا باید مافیا دوستی
&چی تو مافیایی!؟
+اره مگه نمی دونستی.
هه نمیدونه داداشش مافیاع حالا هرچی جعون اومدی باید کار کنی به شوگا آموزش بده میخواد بیاد تو باند من
. هه جدی چرا نیومدی تو باند من هاااا
&خنگ چون تازه فهمیدم مافیایی
. هه راس میگه آت خب من کجا بهش آموز
عه آت کجاست
&رفت پایین
جونگکوکککککککککککککککککککک
.هااااااااااا
بیاااااااا
.باااااااااشه
رفتیم پایین
. چی میگی
می‌خوایم بریم اونیکی خونم
. خب به من چه ی
یعنی برای توهم بگم اتاق بزنن یا نه
.اره بگو بزننن کار من طول می‌کشه
ویو ات
می‌دونم یه کاسه ای زیر نیم کاسه شه چون نمیشه شوگا یهویی با این دوست باشه و ندونه مافیا است

پارت کمی بود ولی فردا میزارم
دیدگاه ها (۰)

دلم میخواد گریه کنم

برای وینی۱۱

پارت جدید اوردمممم

جیمین فیک زندگی پارت ۵۶#

ات تو باتلاق ذهنی گیر کرده بود این اتفاق برای نمونه ۰۰۹ خیلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط