{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه نمی توان زد به بیخیالی وگفت:

همیشه نمی توان زد به بیخیالی وگفت:
تنهاآمده ام
تنها می روم
یه وقتایی حتی برای ساعتی یادقیقه ای کم می آوری
دل وامانده ات یک نفررا می خواهد
اه لعنتی دوست داشتنی نه میتونی بگذری
نه میتونی
دیدگاه ها (۱)

نه اینکه زانو زده باشمنــــــــــــــــــــــــــــــــــهفق...

تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کردیک بار قسمت کردم، چندین برا...

دلم کار دست استخودم بافتمشتارش را از سکوتپودش را از تنهاییهم...

پرسه در جنگل...[پارت هفتم]جونگکوک از راهرو دور شد.صدای قدم‌ه...

جیمین: ات، من اومدم... (بی‌حوصله)ات که روی مبل نشسته بود، سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط