« بز زنگوله به پا »
« بز زنگوله به پا »
قسمت اول
یکروز بز زنگوله پا از بچه هاش خداحافظی کرد که برود دشت و صحرا علف بخورد و برای بچه هایش شیر بیاورد .
مامان بزی به بچه ها سپرد که در را به روی مامور گاز و برق و آب و گرگ باز نکنند ...!
بچه ها هم که بر خلاف آمار و ارقام رسمی گرسنه بودند ، به مادرشان قول دادند که در را باز نکنند .
چند دقیقه گذشت ،
گرگ که دید بز زنگوله پا از خانه بیرون رفت ، در خانه بز زنگوله پا را زد ....
شنگول پرسید : کیه !؟
گرگ گفت : منم ، منم مادرتون ، شیر یارانه ای آوردم براتون !!
شنگول گفت : تو مادر ما نیستی ...
چون دروغ میگی !
چون خیلی وقته ممه شیر یارانه ای رو لولو برده !!!
گرگ با دست زد به پیشانیش و رفت و چند دقیقه دیگه آمد و در زد و گفت :
منم ، منم مادرتون ، شیر مدت دار آوردم براتون !!
منگول گفت :
اگه تو مادر مایی ، بگو ببینم یه پاکت شیر و چند خریدی !!؟
گرگ کمی فکر کرد و گفت :
هزار تومن ...
منگول گفت :
برو گرگ بی حیا !
تو مادر ما نیستی ...
چون شیر ددر عرض یکماه گذشته شده دو هزار وسیصد تومن !!!
هر چند نرخ تورم هنوز یه رقمیه ..!!!
گرگ دوباره زد به پیشانیش و رفت بقالی محله شون !
ولی هر چیزی میخواست برای بچه ها بخرد ، آنقدر گران شده بود که نتوانست و دست از پا دراز تر برگشت پشت در و کوبید به در ...
و گفت :
بچه ها ! منم ، منم مادرتون ،
با وجود کنترل قیمتها هیچی نتونستم بخرم براتون !!
شنگول خندید و گفت :
بچه ها ! بچه ها !
بدویین بیایین ، مامان اومده ..
و در را باز کرد !
گرگ پرید تو و شنگول و منگول رو یه لقمه چپ کرد ...
بعد از مسئولان که این فرصت را برایش فراهم کرده بودند تشکر کرد و نگاهی به اطراف انداخت ...
و لامپ کم مصرف خانه را خاموش کرد که در مصرف منابع محدود انرژی صرفه جویی بشود !!!
و راهش را کشید و رفت ...!
و اما ،
بشنوید از مامان بزی .....
قسمت دوم در پست بعدی !
این پست یبار توسط آدمین ویس پاک شده..سریع بخونید..خخخ
گشت ارشاد نیاد وسط
#طنز
قسمت اول
یکروز بز زنگوله پا از بچه هاش خداحافظی کرد که برود دشت و صحرا علف بخورد و برای بچه هایش شیر بیاورد .
مامان بزی به بچه ها سپرد که در را به روی مامور گاز و برق و آب و گرگ باز نکنند ...!
بچه ها هم که بر خلاف آمار و ارقام رسمی گرسنه بودند ، به مادرشان قول دادند که در را باز نکنند .
چند دقیقه گذشت ،
گرگ که دید بز زنگوله پا از خانه بیرون رفت ، در خانه بز زنگوله پا را زد ....
شنگول پرسید : کیه !؟
گرگ گفت : منم ، منم مادرتون ، شیر یارانه ای آوردم براتون !!
شنگول گفت : تو مادر ما نیستی ...
چون دروغ میگی !
چون خیلی وقته ممه شیر یارانه ای رو لولو برده !!!
گرگ با دست زد به پیشانیش و رفت و چند دقیقه دیگه آمد و در زد و گفت :
منم ، منم مادرتون ، شیر مدت دار آوردم براتون !!
منگول گفت :
اگه تو مادر مایی ، بگو ببینم یه پاکت شیر و چند خریدی !!؟
گرگ کمی فکر کرد و گفت :
هزار تومن ...
منگول گفت :
برو گرگ بی حیا !
تو مادر ما نیستی ...
چون شیر ددر عرض یکماه گذشته شده دو هزار وسیصد تومن !!!
هر چند نرخ تورم هنوز یه رقمیه ..!!!
گرگ دوباره زد به پیشانیش و رفت بقالی محله شون !
ولی هر چیزی میخواست برای بچه ها بخرد ، آنقدر گران شده بود که نتوانست و دست از پا دراز تر برگشت پشت در و کوبید به در ...
و گفت :
بچه ها ! منم ، منم مادرتون ،
با وجود کنترل قیمتها هیچی نتونستم بخرم براتون !!
شنگول خندید و گفت :
بچه ها ! بچه ها !
بدویین بیایین ، مامان اومده ..
و در را باز کرد !
گرگ پرید تو و شنگول و منگول رو یه لقمه چپ کرد ...
بعد از مسئولان که این فرصت را برایش فراهم کرده بودند تشکر کرد و نگاهی به اطراف انداخت ...
و لامپ کم مصرف خانه را خاموش کرد که در مصرف منابع محدود انرژی صرفه جویی بشود !!!
و راهش را کشید و رفت ...!
و اما ،
بشنوید از مامان بزی .....
قسمت دوم در پست بعدی !
این پست یبار توسط آدمین ویس پاک شده..سریع بخونید..خخخ
گشت ارشاد نیاد وسط
#طنز
- ۱۰.۵k
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط