روزی دو مرد به خدمت حکیم رسیدندی که بر سر طفلی نزاع داشتن
روزی دو مرد به خدمت حکیم رسیدندی که بر سر طفلی نزاع داشتندی و هر یک ادعا می کردندی که پدر آن طفل هستندی.
حکیم فرمودند: تنها راه رفع این مشکل آن است که هر سه آنها شبی را در یک اتاق بگذرانندی.
صبح هنگام حکیم از کودک پرسید: ای طفل! دیشب چه کسی کولر را خاموش کردندی؟
کودک پاسخ داد: این چپیه!
حکیم گفت: فرزندم! همانا این مرد پدر توست!
جمله مریدان از این درایت حکیم کف و خون قاطی کردندی و راه بیابان در پیش گرفتندی.
حکیم فرمودند: تنها راه رفع این مشکل آن است که هر سه آنها شبی را در یک اتاق بگذرانندی.
صبح هنگام حکیم از کودک پرسید: ای طفل! دیشب چه کسی کولر را خاموش کردندی؟
کودک پاسخ داد: این چپیه!
حکیم گفت: فرزندم! همانا این مرد پدر توست!
جمله مریدان از این درایت حکیم کف و خون قاطی کردندی و راه بیابان در پیش گرفتندی.
- ۶۳۱
- ۳۰ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط