بخش دوم
بخش دوم
(اینجا منظورم از پسرک دازای هست)
اتاق پر از ناله های دازای شده بود.
چویا کم کم سیع کر با نرمی بیشتری کارو پیش ببره پس شروع کرد اروم مالش دادن( حالا خودتون میدونید) تا پسرک بتونه یکم نفس هاش رو متعادل کنه.
بعد یکم نفس گرفتن گردن پسرک رو گرفت و شروع کرد به بوسیدنش.
از ما/لش دادن دست کشید و شروع به نوازش سر پسرک کرد .
پسرک مو فندوقی هم جلو رفت و گاز های کوچیکی از ل/ب فرشته کوچولواش گرفت و بعد رفت سمت گردن پسرک.
دازای:چویا میشه......
چویا:هر.... کاری..... میخوای.... بکن.
دازای شروع به مارک گذاشتن روی گردن پسرک کرد.
و بعد از مارک گذاشتن روی پسرک خیمه زد.
دازای:حالا نوبته منه رو نمایی کنم.
چویا:........
(اینجا منظورم از پسرک دازای هست)
اتاق پر از ناله های دازای شده بود.
چویا کم کم سیع کر با نرمی بیشتری کارو پیش ببره پس شروع کرد اروم مالش دادن( حالا خودتون میدونید) تا پسرک بتونه یکم نفس هاش رو متعادل کنه.
بعد یکم نفس گرفتن گردن پسرک رو گرفت و شروع کرد به بوسیدنش.
از ما/لش دادن دست کشید و شروع به نوازش سر پسرک کرد .
پسرک مو فندوقی هم جلو رفت و گاز های کوچیکی از ل/ب فرشته کوچولواش گرفت و بعد رفت سمت گردن پسرک.
دازای:چویا میشه......
چویا:هر.... کاری..... میخوای.... بکن.
دازای شروع به مارک گذاشتن روی گردن پسرک کرد.
و بعد از مارک گذاشتن روی پسرک خیمه زد.
دازای:حالا نوبته منه رو نمایی کنم.
چویا:........
- ۵.۷k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط