{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخش دوم

بخش دوم
(اینجا منظورم از پسرک دازای هست)
اتاق پر از ناله های دازای شده بود.
چویا کم کم سیع کر با نرمی بیشتری کارو پیش ببره پس شروع کرد اروم مالش دادن( حالا خودتون میدونید) تا پسرک بتونه یکم نفس هاش رو متعادل کنه.
بعد یکم نفس گرفتن گردن پسرک رو گرفت و شروع کرد به بوسیدنش.
از ما/لش دادن دست کشید و شروع به نوازش سر پسرک کرد .
پسرک مو فندوقی هم جلو رفت و گاز های کوچیکی از ل/ب فرشته کوچولواش گرفت و بعد رفت سمت گردن پسرک.
دازای:چویا میشه......
چویا:هر.... کاری..... میخوای.... بکن.
دازای شروع به مارک گذاشتن روی گردن پسرک کرد.
و بعد از مارک گذاشتن روی پسرک خیمه زد.
دازای:حالا نوبته منه رو نمایی کنم.
چویا:........
دیدگاه ها (۸)

عاشقتونممممممممممممممممممممممممممممممممممممم🛐✨🍓🍡🎀🩷🖤🫶🥳

مرسییییییییییییییییییییییییییی 🛐✨🍓😅🎀💋🩷🖤🫶🥳خیلی ممنون

عشق سوختهP4بخش اولپاشدن و سمت در رفتن . دست چویا دور باز/وی ...

عنکبوت سفید. روز سیزدهم سوال سیزدهمجواب:خب........ ازنظر بقی...

عشق سوختهP5 بخش اول دازای:حالا نوبت منه رو نمایی کنم. چویا:....

سال های ماندنپارت سهویو چویااز حرص افتادم دنبالش و اونم فرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط