{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کر

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کرد
مرد نمازش را شکست و گفت:
مردک من در حال رازو نیاز با خدای خویش بودم
مجنون با لبخند گفت:من عاشق دختری هستم و تو را ندیدم!!!
تو عاشق خدایی و مرا دیدی
دیدگاه ها (۲)

زیباترین قسم سهراب سـپهری:به حباب نگران لب یک رود قسم، و به ...

بی شمارند آنهایی که نامشان"آدم"است...ادعایشان "آدمیت"...کلام...

تو زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهربازی میمونن،از بودن با ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 73・⁠]⁠ᕗبغض کردم و اشکم اروم...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 55・⁠]⁠ᕗبعد دستم رو سریع روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط