{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۶۲

پارت ۲۶۲



+مردی هیون؟ هیون توروخدا بلند شو توروخدا نمیر هیون بیدار شو ، چرا بیوه ام کردی ؟ اصلا اگه میخواستی بمیری چرا منو بدبختم کردی؟ اصلا الان دیگه تو مردی شوهر گیرم نمیاد ، دیگه اصلانم نمیتونم بچه دار شم چون دیگه باهام ازدواج نمیکنن ، چرا مردییی؟ چرا ؟ باید فعلا زنده میموندی تا من میتونستم انتقام داداشمو هه جی رو بگیرم چرا اصلا باهام ازدواج کردی ؟ چرا قبلش نمردی ؟ فقط میخواستی منو بیوه بک..




-اخه کی با به زخم کم عمق بازو میمیره که من بخوام دومیش باشم ؟



سرم رو بالا اوردمو با چشمای باز و لبهای خندونش حرفم رو خوردم


+زنده ای؟


با صورتی درهم که نشون از درد داشت و لبخند محوی که بر لب داشت بی حال گفت:


-اره نترس بیوه نشدی ، بعدشم فکر کردی حالا که به دستت آوردم اینقدر زود ولت میکنم ؟


با اخم مشتی آرام به پهلویش زدم که دستش را رویش گذاشت و آخی گفت سریع نگران لباسش را بالا دادم و با دیدن کبودی بزرگ نگران و با چشمانی پر از اشک به او چشم دوختم ، قیافه ام رو که دید انگار یادش رفت درد داشته با تموم جونش بلند شد و لپم رو کشید و لبخندی زد ، لبخندی به این قشنگی داشت و ازش استفاده نمیکرد؟ چرا به جای اون اخم و تخم ها ،. سرد بودن و خشکیش از این لبخند استفاده نمیکرد؟

-قیافشو خدا، چقدر بامزه ای دختر..


با دست سالمش گوشیش رو دراورد و عکسی از چهره ام گرفت و با ذوق نشونم داد


-ببین ، دلم میخواد با تمام وجود اون لپاتو گاز بگیرم


دستی به لپم کشیدم و با اخم رو ازش گرفتم


-راستی یادته که گفتم امشب بیام تنبیه ات میکنم؟
دیدگاه ها (۱)

رمان اسیر خان پارت دوازدهم ۱۲

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

I want to love you forever part 2

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

intertwined fate of two enemies-part 15

پری کوچولوی من پارت ۲کوک: به بدم کش و قوصی دادم و خمیازه کشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط