ladyjeonjk
𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓
𝑷𝟖
𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊
@lady_jeon_jk
فیلم رو به جنی نشون داد و گفت
_میبخشمت، وای جنی رنگت مثل گچ شده بیا این چای نبات رو بخور
بعد از خوردن اون چای نبات جنی خیلی ضعیف شد و جونگکوک با فرو کردن چاقو، توی قلب جنی، کار جنی رو تموم کرد، و وای چه زمان بندی خوبی، لیسا وارد شد و جونگ کوک سخن گفت
_تموم شد!
ولی جونگ کوک مشخصاتش رو میدونه حتی تاریخ تولدش/ساعت مرگش
رو و لیسا به جونگ کوک قول داد که به کسی رازش رو نگه
جونگ کوک! جونگ کوک حالش بد شد، ولی بعد از یک ماه کامل اون ماجرا رو نادیده گرفت جونگ کوک چند سالش بود؟
جونگ کوک کوچیک بود 19 سالش بود و الان؟ 23 سالش شده.
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
جونگ کوک خیلی خیلی خیلی سعی کرد خودشو آروم کنه، و کرد! با کتاب خوندن و موسیقی گوش دادن، و غذا درست کردن
و ساعت 8:30 بود. 8:30؟؟؟؟ فاصله تا اونجا یه ساعته وای نه
جونگ کوک سریع یه قرص آرام بخش خورد و لیوان رو از اتاقش برد بیرون و ناگهان! پاش گیر کرد به فرش و آب ریخت رو لباس های اتو کشیده روی مبل جونگ کوک سریع اونا رو اتو کرد و آماده شد و با پورشه رفت و تو ماشین عطرشو زد و نقاب تمیزی خودشو گزاشت رو صورتش /بدنش و بعد 40 دقیقه رسید به رستوران، موهای تنش سیخ شد
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
ج.ک:خب، جونگ کوک شاید فرصتی برات باشه که اون زندگی قبلی رو فراموش کنی، نه؟ بزن بریم
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
پیاده شد و سوئیچ رو داد به گارسون تا پارک کنه و خودش وار رستوران شد و با خودش زمزمه کرد
_میز چند بود؟ وای، شمارش.. آها!! میز 6
به سمت میز 6 رفت و، خالی؟ خالی بود؟ جدی؟ خودش دیر کرده بود
به سمت میز رفت و دستش رو گزاشت رو میز و خوابش برد
ناگهان، همه چی ساکت شد، جونگ کوک صدای پاشنه شنید، و، یکی تکونش داد و جونگ کوک آروم بیدار شد، همون دختر بود؟ همونی که باهاش قرار گزاشته بود؟ چشماشو باز کرد و، نه!
گارسون بود
_عذر میخوام آقا، ولی رستوران دار، هااااععع, تو، تو، جئون جونگ کوک یی؟؟؟ تو فیلم تصادف ؟؟؟
+آه، بله خودم هستم، از فیلم خوشتون اومد؟
_وای عالی بود منتظر قسمت آخرم، افتخار یه سلفی میدید؟
+چرا که نه؟
بعد از سلفی جونگ کوک بلند شد و از گارسون تشکر کرد، برای بیدار کردنش
به سمت بیرون رفت و یک دخترکی با پاشنه بلند از بی ام وه پیاده شد و به سمت در رستوران که تعطیل شده بود رفت و با نگرانی گفت
_ دیر رسیدم
جونگ کوک به طرف دختر رفت
_ببخشید شما، توی این رستوران قرار دارید؟
. ادامه دارد.
𝑷𝟖
𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊
@lady_jeon_jk
فیلم رو به جنی نشون داد و گفت
_میبخشمت، وای جنی رنگت مثل گچ شده بیا این چای نبات رو بخور
بعد از خوردن اون چای نبات جنی خیلی ضعیف شد و جونگکوک با فرو کردن چاقو، توی قلب جنی، کار جنی رو تموم کرد، و وای چه زمان بندی خوبی، لیسا وارد شد و جونگ کوک سخن گفت
_تموم شد!
ولی جونگ کوک مشخصاتش رو میدونه حتی تاریخ تولدش/ساعت مرگش
رو و لیسا به جونگ کوک قول داد که به کسی رازش رو نگه
جونگ کوک! جونگ کوک حالش بد شد، ولی بعد از یک ماه کامل اون ماجرا رو نادیده گرفت جونگ کوک چند سالش بود؟
جونگ کوک کوچیک بود 19 سالش بود و الان؟ 23 سالش شده.
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
جونگ کوک خیلی خیلی خیلی سعی کرد خودشو آروم کنه، و کرد! با کتاب خوندن و موسیقی گوش دادن، و غذا درست کردن
و ساعت 8:30 بود. 8:30؟؟؟؟ فاصله تا اونجا یه ساعته وای نه
جونگ کوک سریع یه قرص آرام بخش خورد و لیوان رو از اتاقش برد بیرون و ناگهان! پاش گیر کرد به فرش و آب ریخت رو لباس های اتو کشیده روی مبل جونگ کوک سریع اونا رو اتو کرد و آماده شد و با پورشه رفت و تو ماشین عطرشو زد و نقاب تمیزی خودشو گزاشت رو صورتش /بدنش و بعد 40 دقیقه رسید به رستوران، موهای تنش سیخ شد
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
ج.ک:خب، جونگ کوک شاید فرصتی برات باشه که اون زندگی قبلی رو فراموش کنی، نه؟ بزن بریم
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
پیاده شد و سوئیچ رو داد به گارسون تا پارک کنه و خودش وار رستوران شد و با خودش زمزمه کرد
_میز چند بود؟ وای، شمارش.. آها!! میز 6
به سمت میز 6 رفت و، خالی؟ خالی بود؟ جدی؟ خودش دیر کرده بود
به سمت میز رفت و دستش رو گزاشت رو میز و خوابش برد
ناگهان، همه چی ساکت شد، جونگ کوک صدای پاشنه شنید، و، یکی تکونش داد و جونگ کوک آروم بیدار شد، همون دختر بود؟ همونی که باهاش قرار گزاشته بود؟ چشماشو باز کرد و، نه!
گارسون بود
_عذر میخوام آقا، ولی رستوران دار، هااااععع, تو، تو، جئون جونگ کوک یی؟؟؟ تو فیلم تصادف ؟؟؟
+آه، بله خودم هستم، از فیلم خوشتون اومد؟
_وای عالی بود منتظر قسمت آخرم، افتخار یه سلفی میدید؟
+چرا که نه؟
بعد از سلفی جونگ کوک بلند شد و از گارسون تشکر کرد، برای بیدار کردنش
به سمت بیرون رفت و یک دخترکی با پاشنه بلند از بی ام وه پیاده شد و به سمت در رستوران که تعطیل شده بود رفت و با نگرانی گفت
_ دیر رسیدم
جونگ کوک به طرف دختر رفت
_ببخشید شما، توی این رستوران قرار دارید؟
. ادامه دارد.
- ۳۵۰
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط