درو باز کرد
𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓
𝑷𝟔
𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊
درو باز کرد
اوه! مامان؟!
شاید برای خیلیاتون حرف مامان زیبا باشه، آرامش باشه، امنیت باشه
ولی برای جونگ کوک نه! چرا؟
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
«زندگی جونگ کوک»::
جونگ کوک قبلا وقتی به دنیا اومد، توی یک خانواده ثروتمند به دنیا اومد،ولی، سرنوشت چیز دیگه ای رو خواست!
یک شب جونگ کوک، پدرش، مادرش و خواهر بزرگتر که خواب بودن دَم دَمه های صبح ،
ساعت 𝟔 که خورشید خیلی برای طلوع کردن و نشون دادن خودش انرژی میخواست، پر قدرت خودش رو داشت نشون میداد، صبح خوبی بود ولی، نه اونقدر خوب، شیشه خانه مستر جئون توی نور آفتاب زیبا میشه مثل یک ذره بین بزرگ همه جارو روشن میکنه ، اوه! یه کبریت و جعبه کبریت روی فرش هست، گوشه فرش! و همونطور که گفتم شیشه خانه جئون مثل ذره بین هست و ذره بین میتونه یه کاغذ رو آتیش بزنه، البته با کمک آفتاب، و از شانس بدشون اون نقطه تیز و داغ روی کبریت افتاد و روی کبریت شعله های سرخ را میشد دید،بله شعله هارا میشد روی فرش دید و بعد روی لمینت ها، و اونجا دودی سییَه بلند شد و پدر خانواده جئون بلند شد و جونگ کوک را بیدار کرد، مادر را بیدار کرد و خواهر جونگ کوک که جینو نام داشت را هم بلند کرد همه آن ها به سمت در فرار کردن ولی کسی به جینویی که پایش گیر کرد به لبه فرش سوخته و افتاد توجه نکرد، بجز پدر خانواده، مادر خانواده بدو اینکه تلاشی کنه تا پدر خانواده رو منصرف کنه ، به آتش نشانی زنگ میزنه و یه تاکسی میگره و از محل حادثه دور میشه، با پسرش، جونگ کوک! و بعد 𝟑 روز بعد حادثه به تلفن مادر خانواده زنگ زنده که پیکر های بی جان پدر خانواده و خواهر خانواده پیدا شده، کاری خاکسپاری تمام شد، ولی بدبختی و عذاب جونگ وک شروع شد، مادر جونگ کوک، او را مجبور به دزدی، به کار کردن 𝟐𝟒 ساعته وادار میکرد درحالی که خود مادر خانواده یک مردی رو برای زندگیش انتخاب کرده و همونطور اون مرد توی قلب مادر خانواده جا باز میکنه، جونگ کوک جایگاهشو توی قلب مادرش از دست میده مادر خانواده جونگ کوک را ول میکند ولی مرد جدید خانواده پولی به جونگ کوک میدهد و تمام، جونگ کوک یک کاسپی راه میندازه درحالی که فقط 𝟏𝟖 سالش بوده و یک کافی شاپ باز میکنه و چند پیشنهادگر که عاشق صورت بی نقص جونگ کوک میشن به جونگ کوک پیشنهاد بازیگری میدن اما جونگ کوک در 𝟒 پیشنهاد اول هیچ پیشنهادی رو قبول نمیکرد ولی بعدش متوجه شد که پدر پولدارش کلی تلاش کرد تا پولدار بشه و جونگ کوک یک شعله امیدی در سینه اش روشن شد هر 𝟒 پیشنهادی که از کمپانی های بازیگری مختلف بود، شروع به تحقیق میکنه، یکی رو انتخاب میکنه و موفق میشه بعدش به دانشگاه میره و فارغالتحصیل میشه، درحالی که مادرش به تاریکی تمام پناه آوردم، و معلوم شد اون مرد یک خیانتکار و یک آدم نادرستی بوده، چرا؟ از برهن.گی دختر ها موقع س𝒔𝒌 عکس میگرفت و میفروخت، و مادر جونگ کوک به جونگ کوک پناه آوردم، اول مظلوم باز بدر آرو ولی بعدش، جونگ کوک را مجبور میکرد 𝟓𝟎 درصد حقوقش را به او بدهد اما جونگ کوک قبول نکرد و مادرش را به سمت پله اول برد و مادر جونگ کوک برای همیشه از جونگ کوک کینه داره
. ادامه دارد.
𝑷𝟔
𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊
درو باز کرد
اوه! مامان؟!
شاید برای خیلیاتون حرف مامان زیبا باشه، آرامش باشه، امنیت باشه
ولی برای جونگ کوک نه! چرا؟
✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧
«زندگی جونگ کوک»::
جونگ کوک قبلا وقتی به دنیا اومد، توی یک خانواده ثروتمند به دنیا اومد،ولی، سرنوشت چیز دیگه ای رو خواست!
یک شب جونگ کوک، پدرش، مادرش و خواهر بزرگتر که خواب بودن دَم دَمه های صبح ،
ساعت 𝟔 که خورشید خیلی برای طلوع کردن و نشون دادن خودش انرژی میخواست، پر قدرت خودش رو داشت نشون میداد، صبح خوبی بود ولی، نه اونقدر خوب، شیشه خانه مستر جئون توی نور آفتاب زیبا میشه مثل یک ذره بین بزرگ همه جارو روشن میکنه ، اوه! یه کبریت و جعبه کبریت روی فرش هست، گوشه فرش! و همونطور که گفتم شیشه خانه جئون مثل ذره بین هست و ذره بین میتونه یه کاغذ رو آتیش بزنه، البته با کمک آفتاب، و از شانس بدشون اون نقطه تیز و داغ روی کبریت افتاد و روی کبریت شعله های سرخ را میشد دید،بله شعله هارا میشد روی فرش دید و بعد روی لمینت ها، و اونجا دودی سییَه بلند شد و پدر خانواده جئون بلند شد و جونگ کوک را بیدار کرد، مادر را بیدار کرد و خواهر جونگ کوک که جینو نام داشت را هم بلند کرد همه آن ها به سمت در فرار کردن ولی کسی به جینویی که پایش گیر کرد به لبه فرش سوخته و افتاد توجه نکرد، بجز پدر خانواده، مادر خانواده بدو اینکه تلاشی کنه تا پدر خانواده رو منصرف کنه ، به آتش نشانی زنگ میزنه و یه تاکسی میگره و از محل حادثه دور میشه، با پسرش، جونگ کوک! و بعد 𝟑 روز بعد حادثه به تلفن مادر خانواده زنگ زنده که پیکر های بی جان پدر خانواده و خواهر خانواده پیدا شده، کاری خاکسپاری تمام شد، ولی بدبختی و عذاب جونگ وک شروع شد، مادر جونگ کوک، او را مجبور به دزدی، به کار کردن 𝟐𝟒 ساعته وادار میکرد درحالی که خود مادر خانواده یک مردی رو برای زندگیش انتخاب کرده و همونطور اون مرد توی قلب مادر خانواده جا باز میکنه، جونگ کوک جایگاهشو توی قلب مادرش از دست میده مادر خانواده جونگ کوک را ول میکند ولی مرد جدید خانواده پولی به جونگ کوک میدهد و تمام، جونگ کوک یک کاسپی راه میندازه درحالی که فقط 𝟏𝟖 سالش بوده و یک کافی شاپ باز میکنه و چند پیشنهادگر که عاشق صورت بی نقص جونگ کوک میشن به جونگ کوک پیشنهاد بازیگری میدن اما جونگ کوک در 𝟒 پیشنهاد اول هیچ پیشنهادی رو قبول نمیکرد ولی بعدش متوجه شد که پدر پولدارش کلی تلاش کرد تا پولدار بشه و جونگ کوک یک شعله امیدی در سینه اش روشن شد هر 𝟒 پیشنهادی که از کمپانی های بازیگری مختلف بود، شروع به تحقیق میکنه، یکی رو انتخاب میکنه و موفق میشه بعدش به دانشگاه میره و فارغالتحصیل میشه، درحالی که مادرش به تاریکی تمام پناه آوردم، و معلوم شد اون مرد یک خیانتکار و یک آدم نادرستی بوده، چرا؟ از برهن.گی دختر ها موقع س𝒔𝒌 عکس میگرفت و میفروخت، و مادر جونگ کوک به جونگ کوک پناه آوردم، اول مظلوم باز بدر آرو ولی بعدش، جونگ کوک را مجبور میکرد 𝟓𝟎 درصد حقوقش را به او بدهد اما جونگ کوک قبول نکرد و مادرش را به سمت پله اول برد و مادر جونگ کوک برای همیشه از جونگ کوک کینه داره
. ادامه دارد.
- ۴.۴k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط