شهر تنهایی
شهر تنهایی ز بس در شهر تنهایی برفتم کو به کو خسته
شده چون موی شب گونت وجودم مو به مو خسته
چو نی زار زمستانی یخ آجین گشته هر بندم
نیاید نغمه گرمی ز نای این گلو خسته
اگرچه جان به لب دارم و یا چون لاله تب دارم
ز شوق دیدنت رویت نی ام از آرزو خسته
در این شهر فراموشی یکی هم ناله می خواهم
نشد همناله ای پیدا و من از گفتگو خسته
الا ساقی، الا ساقی برفروزان چراغ باده را امشب
خمستانی مهیا کن مکن دست و سبو خسته
نی ام کمتر ز مجنون بیابانگرد جان خسته
که لیلای وصالت را شوم از جستجو خسته
ز بس در شهر تنهایی برفتم کو به کو خسته
شده چون موی شب گونت وجوم مو به مو خسته
شده چون موی شب گونت وجودم مو به مو خسته
چو نی زار زمستانی یخ آجین گشته هر بندم
نیاید نغمه گرمی ز نای این گلو خسته
اگرچه جان به لب دارم و یا چون لاله تب دارم
ز شوق دیدنت رویت نی ام از آرزو خسته
در این شهر فراموشی یکی هم ناله می خواهم
نشد همناله ای پیدا و من از گفتگو خسته
الا ساقی، الا ساقی برفروزان چراغ باده را امشب
خمستانی مهیا کن مکن دست و سبو خسته
نی ام کمتر ز مجنون بیابانگرد جان خسته
که لیلای وصالت را شوم از جستجو خسته
ز بس در شهر تنهایی برفتم کو به کو خسته
شده چون موی شب گونت وجوم مو به مو خسته
- ۱.۷k
- ۱۰ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط