{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جویی

ویو جویی
حویی: ها؟ اها جیمین بود
ته: جیمین؟
جویی: ارع
ات: تا اونجا یادم میاد از هم بدتون میومد
جویی: همین الانم بدم میاد کار داش بام
ات: اوییی جویی مشکوک میزنی
جویی: کوف ... من برم اماده شم
رفتم اتاقمو ی لباس خوشمل پوشیدم و ارایش کردم که جیمین پیام داد
جیمن: ۱۰ دقیقه دیگه حلو درم
ی اتکلن خوش بو زدمو رفتم پاینن
حیمین: سوار شو
حویی: اوم
سوار شدم
حویی: چطوری
جیمن: هم خب هم بد
جویی : یعنی چی
جیمین: از ی درخواست دارم
جویی: فک نمیکنم انقدر با هم خوب باشیم که درخواست ونی
جیمین: واجبه ی این بارو لج نکن
جویی: خب بابا بگو
جیمین: ببین بابام‌میخواد با ی دختره ازدواج کنم برام قرار ترتیب دیده
جویی: مبارکه
جیمین: چی چیو مبارکه میخوام تو ب عنوان نامزدم نقش بازی کنی
جویی: ن
جیمین : ترو خداا
جویی: التماسمو کن
جیمین: واا
جویی التماس کن
دیدگاه ها (۰)

ویو حوییجیمین : اصلا نمیخواد بد ۵ نین جیمین: باشه باشه التما...

ویو جیمینجویی و گزاشتم خونه تا برسم ب خونه خودم تو فکر جویی ...

ویو ات وقتی کوک خوابید منم تا ۹ صبح خوابیدم پاشدم رفتم اتاقم...

ویو ات کوک: اوکی ات: اوم کوک: قست خوابیدن نداری ات: خب ... ن...

نام فیک: عشق مخفیPart: 47ویو ات*جی. واقعا؟ات. علائمش رو دارم...

part 12مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت پنجم ازدواج اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط