{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معلم گفت:« اوه، انگار پیشرفت کردید خانم فورجر!»

معلم گفت:« اوه، انگار پیشرفت کردید خانم فورجر!»
عه. آفرین پسردوم. بیشتر درس بخون.
با اینکه به معلم نگاه میکردم نگاه سنگین پسردوم رو روی خودم حس کردم..برگشتم و به پسردوم نگاه کردم، حدسم درست بود. پسردوم کمی با تعجب بهم خیره بود.
بهش پوزخند زدم. اخم کرد و رویش را برگرداند.

پرش به زنگ تفریح

بکی گفت:«آفرین آنیا جونم! درست عالییی شده!»
صدای پسر دوم اومد:« نخیرم. درسش خوب نشده. اون سوال جزو سوال های سخته نمره دار بود! امکان نداشت بتونه جواب بده...»
بکی با قیافه ای بی تفاوت گفت:« حتما فقط برای تو سخت بوده.»
پسردوم بالا پرید وگفت:« چ.چییی؟!!! معلومه که برای من مثل آب خوردن بود!!!! صبرکن...آره! کله صورتی تو تقلب کردی مگه نه؟!»
اممم...جواب خوبی ندارم...نمیتونم بهت بگم تقلب کردم، اونم از خودت...وایی... میترسم! بکی، تمام امیدم به توئه!
بکی گفت:« آنیا جونم نمیتونه تقلب کرده باشه.»
پسردوم پوزخند زد :« چرا اونوقت؟!»
بکی گفت:« چون تمام مدت کنار من بوده.»
پسردوم گفت:«مچت رو گرفتم! الان به سنسه لوت میدم!»
بکی باخونسردی گفت:« نمیتونه تقلب کرده باشه، چون..خب...هوف...من هنوز به جواب نرسیده بودم.»
پسردوم حد زیادی پنچر شد.
بعد گفت:« کله صورتی خیلی مشکوکه.»
دیدگاه ها (۰)

دیدم فقط بکی داره حرف میزنه برای همین همین طوری پراندم:« چرا...

زیادی دادم😂بازم بدم؟

واووو41 نفر شدیممممهوراااااما....حالا باید بپارتم😥🥱😴😴😴

بچه ها جز اسم و لینکم میخوام کلا تغییر هویت بدم🤣🤣گمم نکنیناا...

ماموریت ۰۰۷ صورتی پارت۳۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط