{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مسیر روضه ام امشب به سامرا افتاد

مسیر روضه ام امشب به سامرا افتاد
عزیز فاطمه در هجره بی صدا افتاد

غریب بود و کسی را نداشت، وقتی که
میانِ هجره ی تاریک خود ز پا افتاد

توان نداشت بگوید که آب می خواهم
خلاصه با لب خشکیده از نوا افتاد

تلاش کرد نیفتد زمین، ولیکن حیف
به روی خاکِ غریبانه، بارها افتاد

وضو گرفت و، به سختی سرش به مُهر رسید
و باز از شرر زهر، بی هوا افتاد

به زحمت از جگرش داد زد بیا مهدی
ببین که این پدرِ خسته بی عصا، افتاد

بلند شد که کمی رو به قبله بنشیند
نشست لحظه ای و، رو به کربلا افتاد

زمینِ هجره خنک بود و شیب هم که نداشت
کفن که داشت، چرا یاد بوریا افتاد؟
دیدگاه ها (۳)

مسیر روضه ام امشب به سامرا افتادعزیز فاطمه در هجره بی صدا اف...

نشد که قوره ی نارس شراب ناب شودضریح دامن او دست این گدا نرسی...

هواللهم، بحق اسمك "الهادي"، امنن عليّ بأن أكون دائماً مظهراً...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط