{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه

همه
لرزشِ دست و دلم
از آن بود
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریزگاهی گردد
آی عشق آی عشق
چهره‌ی آبی‌ات پیدا نیست

و خنکای مرهمی
بر شعله‌ی زخمی
نه شورِ شعله
بر سرمای درون
آی عشق آی عشق
چهره‌ی سُرخ‌ات پیدا نیست

غبارِ تیره‌ی تسکینی
بر حضورِ وَهن
و دنجِ رهایی
بر گریزِ حضور،
سیاهی
بر آرامشِ آبی
و سبزه‌ی برگچه
بر ارغوان
آی عشق آی عشق
رنگِ آشنایت پیدا نیست
دیدگاه ها (۱)

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

🔴 یک تصویر عالی برعنداز سوز ببینید تا حالتون خوب بشه🔹 پلاکار...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۲" در آغوش رویای آبی ات "...

اسم رمان.. انتقام در لباس عشق:) زوج اصلی = کیم چه وون ، جئ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط