{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 31

تهیونگ  با  عجله رفت توی اتاق که جونگکوک رو توی اون وضع دید تهیونگ بدو بدو کرد زیپو از دیگ کوچیک جونگکوک در اورد و جبمینم رفت پایین پیش شوگا

- حق ممنون حق که درش حق حق اوردی ( درحال گریه کردن)

+ خواهش بیا بغلم بریم بیمارستان

جونگکوک که از بیمارستان میترسید گفت  من نمیام میترسم

+ نترس من پیشتم

- باشع ولی باید بهش بگی انپول ننویسه

+ چشم بریم

تهیونگ جونگکوک رو بغل کرد از اتاق امد بیرون که شوگا گفت

& کجا میرین

+ بیمارستان

& براچی

+ جیمین بهش بگو ما دیرمون شده

# باشه

جیمین داشت به شوگا میگفت که تهیونگ رفت و جونگکوک رو گذاشت توی ماشین و خودشم نشست و ماشین رو روشن کرد و به سمت  بیمارستان رفت بعد ده دقیقه رسیدن بیمارستان تهیونگ پیاده شد و رفت درو باز کرد و جونگکوک رو بغل کرد و بردشت داخل بیمارستان

+ تو همینجا بمون ..............
#تهکوک
#تهیونگ
#جونگکوک
دیدگاه ها (۸)

گل خونی پارت 32 + تو همینجا بمون من برم وقت بگیرم بیام که بر...

گل خونی پارت 30تهیونگ و شوگا داشتن به هم نگاه میردن و میخدین...

گل خونی پارت 16و لباس های جونگکوک رو بهش داد و خودشم پوشید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط