پارت¹⁰ •رز غمگین•
پارت¹⁰ •رز غمگین•
تهیونگ: آخخخ کمرم شکست کدوم خری گفت بریم مسافرتتتتت
شوگا: همون خری که داره ناله میکنه
جونگکوک و جیمین:(خنده)
تهی: اینو خوب گفتی هیونـ.......«گوشی جین زنگ خورد»
جین:الوووووو
منیجر: درو باز کنید دارم میام
جین: ا........«منیجر تماسو خیلی شیک و مجلسی قطع کرد»
منیجر اومد داخل همراهش یه دختر هم سن و سالای من هم بود. اومدن داخل و....
منیجر: خب چون از مقدمه چینی خوشم نمیاد میرم سر اصل مطلب
این دختری که میبینید لیم هانول عه که از الان به بعد عضو گروه شماست و خبببب......همین دیگه من میرم باهم آشنا بشین و اون اتاقی که دوتا بعد از اتاق تهی هست رو بهش بدید تا لوازمشو بزاره...همین من دیگه میرم.
هانول: سلام هانول هستم و از آشنایی باهاتون خوشبختم.
ماهم خودمونو به هانول معرفی کردیم و بعد درباره مسافرت بهش گفتیم و اونم قبول کرد که بیاد.
راستش نمیدونم چرا ولی اصلا خودم حس خوبی به این دختر جدیده ندارم یه دلشوره عجیبی دارم
_
دختره نچسب هی خودشو برای کوکی من لوس میکنه و جلوش عشوه های خرکی میاد، دختره ی میموننننننِ گاوووووووو☆من اینجا خودم حس کردم شخصیت تهی تغییر کرد😂☆
انقد بدم میاد ازش.
خلاصه بعد کلی توهین تو دلم به این هانول گ.و.ه وسایلامونو برداشتیم و سمت ماشینامون رفتیم.
قرار شد «من و جونگکوک، هانول و نامجون، شوگا و جین، تهیونگ و جیمین و جیهوپ» اینطوری بریم که چهارتا ماشین بیشتر نبریم
___
داخل بوسان بودیم و......
تهیونگ: آخخخ کمرم شکست کدوم خری گفت بریم مسافرتتتتت
شوگا: همون خری که داره ناله میکنه
جونگکوک و جیمین:(خنده)
تهی: اینو خوب گفتی هیونـ.......«گوشی جین زنگ خورد»
جین:الوووووو
منیجر: درو باز کنید دارم میام
جین: ا........«منیجر تماسو خیلی شیک و مجلسی قطع کرد»
منیجر اومد داخل همراهش یه دختر هم سن و سالای من هم بود. اومدن داخل و....
منیجر: خب چون از مقدمه چینی خوشم نمیاد میرم سر اصل مطلب
این دختری که میبینید لیم هانول عه که از الان به بعد عضو گروه شماست و خبببب......همین دیگه من میرم باهم آشنا بشین و اون اتاقی که دوتا بعد از اتاق تهی هست رو بهش بدید تا لوازمشو بزاره...همین من دیگه میرم.
هانول: سلام هانول هستم و از آشنایی باهاتون خوشبختم.
ماهم خودمونو به هانول معرفی کردیم و بعد درباره مسافرت بهش گفتیم و اونم قبول کرد که بیاد.
راستش نمیدونم چرا ولی اصلا خودم حس خوبی به این دختر جدیده ندارم یه دلشوره عجیبی دارم
_
دختره نچسب هی خودشو برای کوکی من لوس میکنه و جلوش عشوه های خرکی میاد، دختره ی میموننننننِ گاوووووووو☆من اینجا خودم حس کردم شخصیت تهی تغییر کرد😂☆
انقد بدم میاد ازش.
خلاصه بعد کلی توهین تو دلم به این هانول گ.و.ه وسایلامونو برداشتیم و سمت ماشینامون رفتیم.
قرار شد «من و جونگکوک، هانول و نامجون، شوگا و جین، تهیونگ و جیمین و جیهوپ» اینطوری بریم که چهارتا ماشین بیشتر نبریم
___
داخل بوسان بودیم و......
- ۶.۶k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط