{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر
شب ودل تنگی من رفت به فردای دگر
نه دلم خواست بمانم
نه هوا بهترشد
تو که رفتی دلم من ابری شد.
ابر آمد وباران شده است
دل من باز چه دلخون شده است
این چه رسمیست چه مهتاب بدیست
مگر این کوچه همان کوچه دل تنگی نیست؟
تو مگریادت رفت
آن همه قول و وفاداری خود
آن همه راز
نیاز
من دلم باز هوا میخواهد
بی تو اینجا دل من غمگین است.
آسمان صاف ودلم خونین است
بی تو مهتاب دلم از همه سو تاریک است .
تو چراغم بودی
خانه ام تاریک است
تو هوایی تو نفس
کوچه ما تاریک است.
دیدگاه ها (۱۱)

ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻧﻬﺎﯾﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩﻭﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺳﻮ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﻮﯼ !ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺑﺎﺩﺗﻮ ﺭ...

گریه را می بینم و با خنده رامت می کنم...بهترین احساس دنیا را...

از تو سکوت مانده و از من صدای تو              چیزی بگو که من...

تاری بزن با ساز دل، آتش بزن بر راز دلوانگه همین پیمانه را، ل...

فردا فردا کردن

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط