{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسم غریبی بود...

رسم غریبی بود...

هم آغوشیه چشمان من و تو...

خواستیم قصه غربت را...

به پایان ببریم...

قصه دلتنگی آغاز شد...

آری...

شهرنگاهت...

عجیب غریب نواز بود...
#mo30bat
.
دیدگاه ها (۱۴)

آغوش و کنار و بوسه ای ... پنهانی !می ترسم از این " قواعد انس...

شب هامیانِ تـــو و مـــاهحکایتِ دو پادشاه و یک اقلیم است ......

من پریشان خاطرم امشب ؛ دلارامم کجاست ؟ آنکه با عشقش بسوزاند؛...

مساحت خلوتم راپر کن فرقی نمیکند عمودی یا افقی همینکه ضلعی از...

#playmate p⁹³●○راوی ویو:چشمای تهیونگ روی ات قفل شد انگار زما...

سال‌ها بود که مادربزرگ رفته بود، اما اتاقش انگار هنوز نفس می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط