{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش و کنار و بوسه ای ... پنهانی !

آغوش و کنار و بوسه ای ... پنهانی !
می ترسم از این " قواعد انسانی "

چون شاخه گلی ، که ریشه اش در خاک است
مشتاقم و بی تاب  ، ... ولی زندانی
#mo30bat
دیدگاه ها (۱۲)

شب هامیانِ تـــو و مـــاهحکایتِ دو پادشاه و یک اقلیم است ......

میـــــگَن کَســــــــی کـــه دوسِــــت داشته بــــــاشهمــِ...

رسم غریبی بود...هم آغوشیه چشمان من و تو...خواستیم قصه غربت...

من پریشان خاطرم امشب ؛ دلارامم کجاست ؟ آنکه با عشقش بسوزاند؛...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

با چشمانی اشک‌بار اما سری بلند، تو را به دستِ صاحبِ اصلیِ خو...

ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می‌بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط