{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر من و تو روزگاری رفت و عشقی‌ پا گرفت

بر من و تو روزگاری رفت و عشقی‌ پا گرفت
عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت
 
"شادمانی بود و من بودم، تو بودی، عشق بود"
"عشق و شادی با تو رفت و غم مرا تنها گرفت"
 
نغمه هامان در گلو بشکست و شادیها گریخت
مرغ رنگین بال عشق ما ر‌ه صحرا گرفت
 
بوسه‌های آتشین بر روی لبهامان فسرد
آشنائی‌های ما رنگ جدأییها گرفت
 
مرغ بخت آمد به بام خانه ام، اما پرید
دولت عشق ترا ایام داد اما گرفت
 
داستان چشم گریان مرا از شب بپرس
ای‌ بسا گوهر که دست غم از این دریا گرفت
 
"جام لبریز امیدم را فلک بر خاک ریخت"
"عشق را از ما گرفت، اما چه نازیبا گرفت"
دیدگاه ها (۲)

بر من و تو روزگاری رفت و عشقی‌ پا گرفتعاقبت چرخ حسود این عشق...

بر من و تو روزگاری رفت و عشقی‌ پا گرفتعاقبت چرخ حسود این عشق...

بر من و تو روزگاری رفت و عشقی‌ پا گرفتعاقبت چرخ حسود این عشق...

بر من و تو روزگاری رفت و عشقی‌ پا گرفتعاقبت چرخ حسود این عشق...

🕊❤️🕊دوستت دارم و دیوانه یچشمان تــوام🕊❤️🕊مثل یک کلبه ی ویران...

🍃دامان خرابات نشینان همه پاک استتر دامنی ماست که تا دامن خاک...

در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی توامچشم من چشمه ی زاین...

در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی توامچشم من چشمه ی زاین...

در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی توامچشم من چشمه ی زاین...

کبری اسدی نیازی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط