تک پارتی جیهوپ
🖤 تک پارتی جیهوپ 🤎
وقتی داداشته و روی نمراتت حساسه....
( شب شده بود و انقدر عمارت ساکت بود که فقط صدای بارون میومد، بارونه خیلی شدیدی بود و خیلی رعد و برق میزد و تو خیلی از رعد و برق میترسیدی ، تو منتظره جیهوپ بودی که از معمولیت برگرده و دعا دعا میکردی که امروز نیاد چون نمره خیلی خیلی پایینی گرفته بودی ولی صدای در امد که دیدی بله جیهوپ امده)
جیهوپ: واییی چه بارونه شدیدی بود....سلام عروسک 😊
ات: س..س..سلام ( استرس)
جیهوپ: به نظر میای استرس داری چیزی شده عروسک ؟؟؟😊🥺( نگران)
ات: ن..نه چیزی نشده
جیهوپ:اممم خوب باشه....راستی از امتحانت چخبر شنیدم امروز امتحان داشتی ؟
ات:..ا.. آره
جیهوپ: نمرت چند شده خوشگلم ؟؟😊
ات:......
جیهوپ: ات باتوعم ( جدی)
ات: خ..خب نمره خیلی بدی گرفتم ( استرس و ترس)
(جیهوپ یه سیلی خیلی محکم بهت زد طوری که یه طرف صورتت رو حس نکردی و افتادی زمین ، توی شک بودی تا حالا جیهوپ روت دست بلند نکرده بود بلند شدی و سرتو انداختی پایین)
جیهوپ: ا..ات ببخشید دسته خودم نبود
ات:....
جیهوپ: ات..ات حالت خوبه ؟؟؟
( بغضت گرفته بود خیلی زیاد حتا نمیتونستی حرف بزنی ولی بغضتو قورت دادی و یه لبخند پررنگ زدی و سرتو آوردی بالا)
ات: اشکالی نداره داداشی( و رفتی اتاقت)
ویو جیهوپ
واییی چرا این کارو کردم هوففف هوفففف ، رفتم توی اتاقش که دیدم چراغ خاموش بود ، چراغو روشن کردم که دیدم ات پتو رو کشیده روی خودش
جیهوپ: ات...میدونم بیداری....میدونم ناراحتی.... میدونم عصبانی لطفاً تو خودت نریز
( پتو رو کنار زدی و روی تخت نشستی)
ات: اگرم بگم فایدهای نداره....چیزی حل نمیشه....چون تو درک نمیکنی چه چیزایی رو تحمل کردم تا تورو ناراحت یا عصبانی نکنم ( آروم )
جیهوپ: میشه بپرسم چی؟؟
ات: وقتایی که میرفتی معمولیت هرروز تنهایی صبحونه میخوردم....از ترس اینکه امتحانم خوب نشه تمامه بدنم میلرزید.....قلدور های مدرسه هرروز کتکم میزنن که درس نخونم اما من فقط به خاطرِ راضی نگه داشتن تو اون همه کتک رو تحمل کردم بازم بگم؟؟؟؟
جیهوپ: ببخشید فداتشمممم..... ببخشید که برادره خوبی نبودم.... ببخشید که بهت توجه نکردم...منو ببخش قربونت برم ( بغض)
ات: من خیلی وقته بخشیدمت داداشی.... ولی یه چیزی ازت میخام
جیهوپ: چی؟؟
ات: محکم بغلم کن:)))
جیهوپ: بیا بغلم قند عسلم 🥺
ات:( یهو بغضش ترکید و بلند بلند گریه میکرد)
جیهوپ: هیشش قربونت برم...عروسک من فدای اون چشمایه قشنگت بشم حیف اون اشکات نیستن بریزن
ات: د..دست خودم ن..نیس..گ..گریم میاد ( گریه شدید)
جیهوپ:( محکم تر بغلت کرد)
جیهوپ: خیلی دوست دارم عروسک
ات: منم داداشی.....
پایان⊂(◉‿◉)つ
ببخشید دیر گذاشتم
نظرتون؟؟؟
وقتی داداشته و روی نمراتت حساسه....
( شب شده بود و انقدر عمارت ساکت بود که فقط صدای بارون میومد، بارونه خیلی شدیدی بود و خیلی رعد و برق میزد و تو خیلی از رعد و برق میترسیدی ، تو منتظره جیهوپ بودی که از معمولیت برگرده و دعا دعا میکردی که امروز نیاد چون نمره خیلی خیلی پایینی گرفته بودی ولی صدای در امد که دیدی بله جیهوپ امده)
جیهوپ: واییی چه بارونه شدیدی بود....سلام عروسک 😊
ات: س..س..سلام ( استرس)
جیهوپ: به نظر میای استرس داری چیزی شده عروسک ؟؟؟😊🥺( نگران)
ات: ن..نه چیزی نشده
جیهوپ:اممم خوب باشه....راستی از امتحانت چخبر شنیدم امروز امتحان داشتی ؟
ات:..ا.. آره
جیهوپ: نمرت چند شده خوشگلم ؟؟😊
ات:......
جیهوپ: ات باتوعم ( جدی)
ات: خ..خب نمره خیلی بدی گرفتم ( استرس و ترس)
(جیهوپ یه سیلی خیلی محکم بهت زد طوری که یه طرف صورتت رو حس نکردی و افتادی زمین ، توی شک بودی تا حالا جیهوپ روت دست بلند نکرده بود بلند شدی و سرتو انداختی پایین)
جیهوپ: ا..ات ببخشید دسته خودم نبود
ات:....
جیهوپ: ات..ات حالت خوبه ؟؟؟
( بغضت گرفته بود خیلی زیاد حتا نمیتونستی حرف بزنی ولی بغضتو قورت دادی و یه لبخند پررنگ زدی و سرتو آوردی بالا)
ات: اشکالی نداره داداشی( و رفتی اتاقت)
ویو جیهوپ
واییی چرا این کارو کردم هوففف هوفففف ، رفتم توی اتاقش که دیدم چراغ خاموش بود ، چراغو روشن کردم که دیدم ات پتو رو کشیده روی خودش
جیهوپ: ات...میدونم بیداری....میدونم ناراحتی.... میدونم عصبانی لطفاً تو خودت نریز
( پتو رو کنار زدی و روی تخت نشستی)
ات: اگرم بگم فایدهای نداره....چیزی حل نمیشه....چون تو درک نمیکنی چه چیزایی رو تحمل کردم تا تورو ناراحت یا عصبانی نکنم ( آروم )
جیهوپ: میشه بپرسم چی؟؟
ات: وقتایی که میرفتی معمولیت هرروز تنهایی صبحونه میخوردم....از ترس اینکه امتحانم خوب نشه تمامه بدنم میلرزید.....قلدور های مدرسه هرروز کتکم میزنن که درس نخونم اما من فقط به خاطرِ راضی نگه داشتن تو اون همه کتک رو تحمل کردم بازم بگم؟؟؟؟
جیهوپ: ببخشید فداتشمممم..... ببخشید که برادره خوبی نبودم.... ببخشید که بهت توجه نکردم...منو ببخش قربونت برم ( بغض)
ات: من خیلی وقته بخشیدمت داداشی.... ولی یه چیزی ازت میخام
جیهوپ: چی؟؟
ات: محکم بغلم کن:)))
جیهوپ: بیا بغلم قند عسلم 🥺
ات:( یهو بغضش ترکید و بلند بلند گریه میکرد)
جیهوپ: هیشش قربونت برم...عروسک من فدای اون چشمایه قشنگت بشم حیف اون اشکات نیستن بریزن
ات: د..دست خودم ن..نیس..گ..گریم میاد ( گریه شدید)
جیهوپ:( محکم تر بغلت کرد)
جیهوپ: خیلی دوست دارم عروسک
ات: منم داداشی.....
پایان⊂(◉‿◉)つ
ببخشید دیر گذاشتم
نظرتون؟؟؟
- ۲۶۹
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط