{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The originals

The originals
S2
Part 10

لیا:..صحبتت هاتو با هوپ شنیدم..تاحالا نگفته بودی که پدر بدی داشتی..هیچ کدوم از شما خواهر برادر ها تا حالا از پدرتون صحبت نکردین غیر از فریا که گفته چقدر دوستش داشته..
کوک: اون برای اون پدر خوبی بود برای ما نه..
لیا: اگه نمیخوای راجبش حرف نزن
کوک: پدرمون بعد از فریا خیلی سخت گیر و...عجیب شده بود برای من بیشتر چون مامانم منو از یک گرگینه حامله شده بود..
لیا: پس بخاطر همین دورگه ای ولی یک چیزی اگه استر یک جادوگر بود پس چرا فقط تعداد کمی از شما جادوگر شده (فریا فقط جادوگره اگر میموند مامانش مثل بقیه شون به خون اشامشون تبدیل میکرد.جیمین دورگه جادوگر و خون اشام.یونگی فقط خون اشام.کوک هم که همه میدونن.ته دورگه جادوگر و خون اشام و ربکا فقط خون اشام)
کوک: نمیدونم ولی تو خونمون هست بخاطر همین هوپ سه رگه اس
لیا: تاحالا ندیدم ته جادوگری کنه
کوک: خودت بحث رو عوض کنی ها؟!.. تهیونگ از جادو خوشش نمیاد بخاطر همین دوست نداره ازشون استفاده کنه..خودت بحث رو عوض کردی ها *نیشخند*
لیا: ببخشید ادامه بده
کوک: همونطور که گفتم بخاطر اینکه منو بچه خودش نمیدونست منو شکنجه و اذیت میکرد..بیشتر کتکم میزد
من با شکنجه های فیزیکیش اذیت نمیشدم بلاخرع اون منو از نظر بقیع به شکل هیولا در اورد ولی شکنجه های روحیش الانم عذابم میدع
لیا: ببخشید نمیدونستم *دستشو گرفتم*
کوک: چون ربکا رو هم دوست داشتم اونم گاهی اوقات اذیت میکرد ولی کمتر از همه ته و یونگی رو.
لیا:ببخشید نمیدونستم اینقدر زندگیتون بد بوده..من فقط مادر رو پدر نداشتم و بدون اونا بزرگ شدم ولی الان میدونم شما از من بیشتر عذاب کشیدین
کوک:..
لیا: من واقعا بهت افتخار میکنم چون واقعا پدر خوبی برای هوپ هستی و مطمئنم اونم میدونه
کوک: *وقتی اینو گفت حس کردم روم آب سرد، موجی از احساسات روم ریختن* ممنونم
لیا: حالا بریم بخوابیم که صبح کلی کار داریم که بکنیم


دالیا

من به اون بچه نیاز دارم و باید راهی برای پیدا کردنش پیدا کنم و به دست اون فریای بدبخت پیدا کردنش برام سخت شده
صبر کن اگه پیداش نکردم
باید راهی باشه که پیدا کردنش برام اسون باشه
چون نوزاده نمیتونم کاری کنم به سمتم بیاد ولی میتونم بهش سردرد بدم ولی این کافی نیست
اگه بتونم اون مکان غیب شده و مخفی شده از من رو پیدا کنم و نزدیکش بشم میتونم حضور اون و بچه رو متوجه بشم فقط لازمه پیداش کنم

یکی از افراد دالیا: خانوم فکر کنم پیداشون کردیم
دالیا: این عالیه فردا صبح حرکت میکنیم
دیدگاه ها (۱)

The originals S2Part 11*صبح*لیا امروز میخواستم به هوپ خوش بگ...

The originals S2Part 9کوک:وقتی رسیدیم در رو با شدت باز کردم ...

The originals S2Part 8کوک: نه.. من نمیزارم!.. هیچکس نمیتونه ...

The originals S2Part 7کوک: خب بگو ببینم از کجا اومدی چه جوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط