از حمام نمره اومدیم بیرون ...
از حمام نمره اومدیم بیرون ...
توی برف خانمی بساط کیسه و لیف و ... دستش گرفته بود ...
رفت جلو و نصف لیف و کیسه و جوراب های اون خانم را خرید ...
تعجب کردم گفتم : واسه کی میخری !؟ ما که تازه از حمام اومدیم بیرون ، اونوقت چرا اینهمه زیاد ...!؟؟
گفت : اگه من و تو ازش نخریم ، کی ازش بخره ؟
اون توی این سرما برای حفظ شرافت و ناموسش ایستاده ، وگرنه می تونست توی بغل یکی ، توی یه جای گرم و نرم فاحشگی کنه ...!
پس بخر و بخریم تا اونهم با شرافت زندگی کنه ...!
برگشت و کل خریدش را گذاشت توی حمام و گفت : نصرت اینها را بذار دم دست ، به مردم بگو صلواتیه ...!
روحش شاد ، جهان پهلوان تختی ...
توی برف خانمی بساط کیسه و لیف و ... دستش گرفته بود ...
رفت جلو و نصف لیف و کیسه و جوراب های اون خانم را خرید ...
تعجب کردم گفتم : واسه کی میخری !؟ ما که تازه از حمام اومدیم بیرون ، اونوقت چرا اینهمه زیاد ...!؟؟
گفت : اگه من و تو ازش نخریم ، کی ازش بخره ؟
اون توی این سرما برای حفظ شرافت و ناموسش ایستاده ، وگرنه می تونست توی بغل یکی ، توی یه جای گرم و نرم فاحشگی کنه ...!
پس بخر و بخریم تا اونهم با شرافت زندگی کنه ...!
برگشت و کل خریدش را گذاشت توی حمام و گفت : نصرت اینها را بذار دم دست ، به مردم بگو صلواتیه ...!
روحش شاد ، جهان پهلوان تختی ...
- ۳.۸k
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط