ماهتیره
ماه_تیره🌑
Part: 61
قبل از مرده بتی بهم رسید
خیلی اذیت میشد از دستم
زن پیری بود
تعجب میکردم بهم فوش نمیده
دستامو گرفت
*اخه دختر من چی بگم بهت؟ نمیگی اسیب میبینی؟ اتفاقی بیافته برات من چکار کنم هان؟
بهتر از مادرم بود
مادری که ولم کرده بود و رفته بود
توی این چند روز همش کنارم بود
تازه داشتم طعم این که یکی مثل کوه پشتت باشه ومراقبت باشه رو میچشیدم
ولی نمی دونستم چرا انقدر بهم خوبی میکنه
چرا انقدر پشتمه
هر کی بود تا الان کفری شده بود از دستم
مرده اومد کنارمون و گلو شو صاف کرد
بتی تا متوجه شد کنار کشید
=اقا گفتن برید اتاقشون
نفس عمیقی کشیدم
+اقا اگه کار مهمی داشتن میتونستن خودشون بیان
سر بتی با ضرب به سمتم چرخید
=متوجه کلماتتون هستید خانم؟
+بله متوجه هستم اگه کار دارن خودشون بیان
=این جسارت شما...
+بدو برو بچه خوشگل
༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
Part: 61
قبل از مرده بتی بهم رسید
خیلی اذیت میشد از دستم
زن پیری بود
تعجب میکردم بهم فوش نمیده
دستامو گرفت
*اخه دختر من چی بگم بهت؟ نمیگی اسیب میبینی؟ اتفاقی بیافته برات من چکار کنم هان؟
بهتر از مادرم بود
مادری که ولم کرده بود و رفته بود
توی این چند روز همش کنارم بود
تازه داشتم طعم این که یکی مثل کوه پشتت باشه ومراقبت باشه رو میچشیدم
ولی نمی دونستم چرا انقدر بهم خوبی میکنه
چرا انقدر پشتمه
هر کی بود تا الان کفری شده بود از دستم
مرده اومد کنارمون و گلو شو صاف کرد
بتی تا متوجه شد کنار کشید
=اقا گفتن برید اتاقشون
نفس عمیقی کشیدم
+اقا اگه کار مهمی داشتن میتونستن خودشون بیان
سر بتی با ضرب به سمتم چرخید
=متوجه کلماتتون هستید خانم؟
+بله متوجه هستم اگه کار دارن خودشون بیان
=این جسارت شما...
+بدو برو بچه خوشگل
༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
- ۱.۳k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط