وقتی تنها شدم

وقتـی تنـهـا شـدم

فـهـمیـدم قصـه مـادر بـزرگ‌هـا درسـت بـود

همیشـه یکـی بـود یکـی نـبود . . .
دیدگاه ها (۱)

رفتم که در این شهر نبینی اثرم را...لب های ترک خورده وچشمان ت...

تو این دنیای نامردیبه دنبال چه میگردینگرد،بیهوده میگردیجوانم...

از زمزمه دلتنگیم از هَمهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی نه میل سخن ...

باغبان عـــمرے طولانی داردچوڹ با ڪَُــل سر و ڪار داردولی ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط