{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود

ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده‌های تو به نیرنگ آلوده بود
ای ز خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بی تو شاید بعد از این افسانه‌ها
ترک عشق و این غم دیرین کنم
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

پارت ۲ | تو منو از کجا می‌شناسی؟هلیا چند ثانیه فقط به پسر خی...

سناریو تهیونگ

از این کپشن دلی تر نداشتم بنویسماینو کپشن ندونید ی تک از وجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط