{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناهار تموم شدو همه ازم تشکر کردن

ناهار تموم شدو همه ازم تشکر کردن
داشتیم با جانا سفره جنع میکردیم که یهو گوشی مامان لیلا زنگ خورد

حامی: کیه؟
مامان لیلا : عموت
حامی : جواب نده مامان
ولی مامان لیلا جواب داد

(اسم عموش حامد)

عمو حامد: سلااام زن داداش گلم
مامان لیلا: سلام خوبین شما
عمو حامد : ممنون میشه درو باز کنین
مامان لیلا : پشت درین؟😐
عمو حامد : ارههه

قیافه همه ما: 😐😐😐😐

که درد باز کردیم
پسر عموی حامی اسمش علی بود
خیلی بد بهم نگا میکرد جوری که دلم میخواست برم چادر تنم کنم ولی حامیم خیلی هواسش بهم بود
رفتم تو اشپز خونه پیش مامان لیلا و حامی
حامی :چرا الان انقد زود اومدن اینا برای شام میخواستن بیان که😡
مامان لیلا: تو که اینارو میشناسی پسرم پس خودتو ناراحت نکن
من: مامان لیلا چایی هارو ببرم؟
حامی: خودم میبرم تو نبر
دیدگاه ها (۹)

میشه فالوج کنین تو روبیکا؟

۸من که باور نمیکردم که واقعا حامی تو خواب بوده و متوجه نشده ...

کسی نمیخواد؟

وقتی عموت یود

#خورشیدوماه🌙☀️با اینکه نمیخواستم ولی جانا زیادی پیله کرد و م...

مافیای خشن من پارت ۱۰ نوشته: sarii

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط