{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سجاده را دوست داشتم،

سجاده را دوست داشتم،
اسمش را گذاشته بودم
«آغوش همیشه باز خدا»...
هر جا سجاده بود، میشد با خدا خلوت کرد،
حتی وسط صف نماز جماعت...
هنوز هم سجاده را دوست دارم
اما یاد گرفتم برای خلوت کردن با خدا لازم نیست دنبال سجاده بگردم...
تمام زمین سجاده است...
روزگارتان پر از لحظه های دو نفری با خدا
دیدگاه ها (۲)

چند وقت پیش یه جا مهمونی رفتیم سر شام یهو دیدیم زن صابخونه ه...

آقایون وقتی با چیزی مخالفن همون اولش میگن: غلط کردی...ولی خا...

ﺍﻧﺸﺎﯼ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ... ﻣﻮﺿﻮﻉ: ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﻣﺎ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ...

حکایتی زیبا درباره حق الناس حتما بخونید حکایتی عب...

^فیک جونگکوک^(پارت۴۳)

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹³⁹ بچهه هاا لطفا بیاین چنل روبیکامم. تکست و عکس میزا...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط