بچه ها یه نگاه به برنامه م انداختم فردا وقت خالی ندارم بر
بچه ها یه نگاه به برنامه م انداختم فردا وقت خالی ندارم برای همون الان میزارم
پارت هجدهم
از زبان شیوا
الان دوهفتس گذشته تهیونگ هی کنارمه امروز هم پنجمین قرارمونه خیلی قرار میزارم هر دفعه هم کادو های گرون هدیه میده واقعا دلم نمیخاد برام این قدر چیزهای گرون بخره واقعا شرمنده میشم ولی نمی تونم بهش بگم چون ناراحت میشه ولی در کنارشم خوشحالم خیلی مهربونه خیلی باهام خوب رفتار میکنه امروز هم قراره بریم شهر بازی از دانشگاه برگشتم بچه ها هم قرار بود بیاین همگی بریم
بامیسو و لیا رفتیم خونه ی من همگی آرایش کردیم و آماده شدیم (شیوا در اسلاید دوم میسو و لیا پارت بعد)یکم بعد دوره برای ساعت هفت شد که پسرا اومدن و رفتیم سمت شهربازی سوار همه وسایل ها شدیم بعد رفتیم یه کافه همه سفارشاتمون رو دادیم که گوشیم زنگ خورد دیدم آیلاره بهترین دوستمهجواب دادم (مکالمه به زبان فارسی)
شیوا:سلام دخی چطوری دلم برات تنگ شده
آیلار:مرسی از تو چه خبر منم دلم برات تنگ شده
شیوا:الان کجایی
آیلار :عااا راستی بلاخره بورسیه گرفتم فردا به کره میرسم
شیوا:چییییییییییی فردا احمق چرا زود تر بهم نگفتی
آیلار :چون خاستم خرمو سوپرایزکنم
شیوا :باشه منتظرتم بای
پایان مکالمه
تهیونگ :باز کی بود که فارسی حرف زدی
شیوا:دوستم آیلار فردا میاد اینجا اونم برای ادامه تحصیل
جین :حالا داره به جمعمون یکی دیگه اضافه میشه
میسو :خیلی هم خوب میشه دخترا با پسرا یکی میشه
جیمین :راست میگه
لیا :شاید کوک هم بلاخره رل زد
کوک :چی من همیشه سینگل میمونم
بقیه :😂😂😂
شیوا :شاید عاشقش شدی اون خیلی خوشگله باهوشم هست فقط یکم وحشیه
بقیه :چرا
شیوا:روابطش با پسرا زیاد خوب نیست اونم میگه من همیشه سینگل میمونم
جین :از الان مبارک باشه زوج جدیدمون مشخص شد صد در صد باهم میگیرن
بقیه :😂😂😂😂
کوک:😡😡😡
بعد از کلی خوشگذرونی یه شب دیگه هم به پایان رسید
پایان پارت
دوستون دارم بای 💗💗💗
پارت هجدهم
از زبان شیوا
الان دوهفتس گذشته تهیونگ هی کنارمه امروز هم پنجمین قرارمونه خیلی قرار میزارم هر دفعه هم کادو های گرون هدیه میده واقعا دلم نمیخاد برام این قدر چیزهای گرون بخره واقعا شرمنده میشم ولی نمی تونم بهش بگم چون ناراحت میشه ولی در کنارشم خوشحالم خیلی مهربونه خیلی باهام خوب رفتار میکنه امروز هم قراره بریم شهر بازی از دانشگاه برگشتم بچه ها هم قرار بود بیاین همگی بریم
بامیسو و لیا رفتیم خونه ی من همگی آرایش کردیم و آماده شدیم (شیوا در اسلاید دوم میسو و لیا پارت بعد)یکم بعد دوره برای ساعت هفت شد که پسرا اومدن و رفتیم سمت شهربازی سوار همه وسایل ها شدیم بعد رفتیم یه کافه همه سفارشاتمون رو دادیم که گوشیم زنگ خورد دیدم آیلاره بهترین دوستمهجواب دادم (مکالمه به زبان فارسی)
شیوا:سلام دخی چطوری دلم برات تنگ شده
آیلار:مرسی از تو چه خبر منم دلم برات تنگ شده
شیوا:الان کجایی
آیلار :عااا راستی بلاخره بورسیه گرفتم فردا به کره میرسم
شیوا:چییییییییییی فردا احمق چرا زود تر بهم نگفتی
آیلار :چون خاستم خرمو سوپرایزکنم
شیوا :باشه منتظرتم بای
پایان مکالمه
تهیونگ :باز کی بود که فارسی حرف زدی
شیوا:دوستم آیلار فردا میاد اینجا اونم برای ادامه تحصیل
جین :حالا داره به جمعمون یکی دیگه اضافه میشه
میسو :خیلی هم خوب میشه دخترا با پسرا یکی میشه
جیمین :راست میگه
لیا :شاید کوک هم بلاخره رل زد
کوک :چی من همیشه سینگل میمونم
بقیه :😂😂😂
شیوا :شاید عاشقش شدی اون خیلی خوشگله باهوشم هست فقط یکم وحشیه
بقیه :چرا
شیوا:روابطش با پسرا زیاد خوب نیست اونم میگه من همیشه سینگل میمونم
جین :از الان مبارک باشه زوج جدیدمون مشخص شد صد در صد باهم میگیرن
بقیه :😂😂😂😂
کوک:😡😡😡
بعد از کلی خوشگذرونی یه شب دیگه هم به پایان رسید
پایان پارت
دوستون دارم بای 💗💗💗
۳.۹k
۲۲ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.