{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نخست

نخست
دیر زمانی در او نِگریستم
چندان که چون نظر از وی باز گرفتم
در پیرامونِ من
همه چیزی
به هیأتِ او در آمده بود.
آنگاه دانستم که مرا دیگر
از او گریز نیست...
دیدگاه ها (۰)

‏داشت از دیدار چشمان تو برمی گشت که«محتسب مستی به ره دید و گ...

خدا تو جوونۀ انجيره؛خدا تو چشم پروانه است وقتي از روزنه ي پي...

آخه با هر کـی به غیـر از مـــــنحالـــــت خوبه یعـــــنی چـی...

- ی مرحله ای تو زندگی هست که؛ یهو پشت چراغ قرمز، تو اتاقت آخ...

✅ نه تنها تنگه هرمز باز نمیشود بلکه ترامپ بزودی باب‌المندب ب...

بعد از ازدواج، احترام به خانواده‌ها واجبه، ولی مرز داشتن واج...

رسانهٔ آمریکایی: حال ترامپ خوب نیستهمزمان با سفر ترامپ به فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط