به نام نامی عشق
به نام نامی عشق
به بهانه شادت شهید زین الدین
خاطره سوم
سرتاسرِ جزیره را دودِ انفجار گرفته بود. چشم چشم را نمی دید. به یک سنگر رسیدیم. جلوش پر بود از آذوقه. پرسیدیم «اینا چیه؟»گفتند«هیچ کس نمی تونه آذوقه ببره جلو. به ده متری نرسیده، می زننش.» زین الدین پشت موتور، جعفری هم ترکش، رسیدند. چند تا بسته آذوقه برداشتند و رفتند جلو. شب نشده، دیگر چیزی باقی نمانده بود.
شادی روحش صلوات
دوستان شما رو به کانال تلگرامی تازه تاسیس شهدا دعوت می کنم هدف این کانال آشنایی با شهدا و فرهنگ شهادت است لطف کنید در کانال عضو شید اعضا کم است اما در حال افزایش و تبلیغات هستیم
وظیفه ما شناخت مردانی است که امنیت را مدیون آنان هستیم
یا علی
https://telegram.me/joinchat/BdFUMzvvFSCb4FZdazjfaQ
به بهانه شادت شهید زین الدین
خاطره سوم
سرتاسرِ جزیره را دودِ انفجار گرفته بود. چشم چشم را نمی دید. به یک سنگر رسیدیم. جلوش پر بود از آذوقه. پرسیدیم «اینا چیه؟»گفتند«هیچ کس نمی تونه آذوقه ببره جلو. به ده متری نرسیده، می زننش.» زین الدین پشت موتور، جعفری هم ترکش، رسیدند. چند تا بسته آذوقه برداشتند و رفتند جلو. شب نشده، دیگر چیزی باقی نمانده بود.
شادی روحش صلوات
دوستان شما رو به کانال تلگرامی تازه تاسیس شهدا دعوت می کنم هدف این کانال آشنایی با شهدا و فرهنگ شهادت است لطف کنید در کانال عضو شید اعضا کم است اما در حال افزایش و تبلیغات هستیم
وظیفه ما شناخت مردانی است که امنیت را مدیون آنان هستیم
یا علی
https://telegram.me/joinchat/BdFUMzvvFSCb4FZdazjfaQ
- ۶۷۴
- ۲۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط