{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forbidden Weakness

Forbidden Weakness
ضعف ممنوعه
فصل دوم
p.10
(روایت از زبان ا.ت)


چند ثانیه به آخرین جمله خیره موندم.
"من هنوز داخل خونه‌تون نیستم."      


(بچه ها من جمله آخر پارت قبلی رو توی این پارت دوباره بازنویسی می‌کنم که یه آنچه گذشت باشه و اگه وسط های پارت خسته شدین، و دیگه نخوندین، بعدش که می‌خونین راحت باشین و یادتون نره چی به چی بود.)


یه حس عجیبی داشتم.
انگار این جمله قرار بود یه معنی دیگه داشته باشه.
جونگ‌کوک کاغذ رو مچاله کرد و گذاشت توی جیبش.

- برو بالا. (جدی و دارک)

+ ولی... آخه...

- ولی و آخه نداریم! ا.ت، یه بار می‌گم، برو بالا.

این بار بحث نکردم.
رفتم اتاقم و در رو بستم.
ولی ذهنم آروم نمی‌شد.
ساعت از هشت گذشته بود.
بعد نه.
بعد ده.
هرچی شب جلوتر می‌رفت، حس بد من هم بیشتر می‌شد.
یه دفعه چراغ‌های خونه خاموش شدن.
خشکم زد.
چند ثانیه بعد دوباره روشن شدن.
گوشی‌ام لرزید.
با ترس صفحه رو روشن کردم.
یک پیام.
"هنوز یادت نرفته اولین شبت توی این خونه چی شد؟"
نفسم بند اومد.
اون می‌دونست.
همه‌چیز رو می‌دونست.
قبل از اینکه بتونم کاری کنم، پیام بعدی رسید.
"فکر کردی این بار هم قراره تا صبح منتظر بمونم؟ گفته بودم شب"    (اینم اون قسمتی که یکی از فالوورامون منتظرش بود، همونی که شرط کامنت ها رو می‌رسونه و پروفش جونگ کوکه و آبی هستش پروفش فک کنم آیدیش btsforeverr باید باشه)
از جام بلند شدم.
صدای خیلی آرومی از راهرو اومد.
تق.
بعد دوباره:
تق.
درِ اتاقم رو نگاه کردم.

- جونگ‌کوک؟

جوابی نیومد.
آروم در رو باز کردم.
راهرو خالی بود.
گوشی دوباره لرزید.
این بار فقط نوشته بود:
"پشت سرت رو نگاه نکن"    (گیلی‌گیلی نویسنده روانیییی)
قلبم ریخت.
همون لحظه صدای جونگ‌کوک از پایین اومد.

- ا.ت!

با عجله از اتاق بیرون اومدم. خب راستش رو بخوایین ریده بودم توی کل هیکلم

+ جونگ‌کوک؟

- پایین نیا!      (لالالالا فیلم هندی)

ولی قبل از اینکه حتی برگردم...
صدای افتادن یه چیزی از اتاقم اومد.
آروم برگشتم.
در اتاقم باز بود.
در حالی که مطمئن بودم چند ثانیه قبل بسته بود.
و روی تخت...
یه پاکت سفید قرار داشت.
این بار روی پاکت فقط یه جمله نوشته شده بود:
"گفتم که فردا نیست"
ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۲)

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.11(روایت از زبان جونگ ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعه فصل دوم p.9 (روایت از زبان ا.ت)...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعه فصل دوم p.8 (روایت از زبان ا.ت)...

آتیشی که از بارون شروع شدprt8ویوی جونگکوکتا وقتی به خونه رسی...

آتیشی که از بارون شروع شدprt10---ویوی ا. تنفسم بند اومده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط