☆-------------------------------------------------------☆
☆-------------------------------------------------------☆
Family party (JUNGKOOK)*BY PARK YONI*
☆-------------------------------------------------------☆
مهمونی خانوادگی (جونگکوک)*از پارک یونی*
☆-------------------------------------------------------☆
○P³○
+جونگکوک...... میاد اینجا ؟
پدربزرگ : آره میاد اونجا و اگه امکان داره داخل عمارت تو بمونه تا خودش بگرده یه خونه پیدا کنه .
+مشکلی نیست . کاش سوجون و ریلا هم میومدن . اینجوری چهارتایی کنار هم بودیم .
پدربزرگ: فکر خوبیه اما طول میکشه تا وسایلشون رو جمع کنن . میتونم هفته ی بعد اونا رو بفرستم.
+خیلی خب. کار دیگه ای با من ندارید ؟
پدربزرگ: فقط یه کاری دیگه . به جونگکوک گفتم فردا شب برای دیدنت بره کافه ی دو ماگو
+خیلی خب حتما سر ساعت خودمو میرسونم
بعد از خداحافظی گوشی رو قطع کردم و دست تلما دادم.
^چیشد؟
+*لبخند . هیچی... فقط یه مهمون خیلی مهم دارم .
30 min later
جلسه ی عکاسی به پایان رسید . سریع زدم بیرون و سوار ماشین شدم . خیلی فکرم مشغول بود
HOLD ON TO NEXT PORT...
☆ENJOY☆
شرط
کامنت ۵
لایک ۱۰
بازنشر ۵
فالوور ۵
Family party (JUNGKOOK)*BY PARK YONI*
☆-------------------------------------------------------☆
مهمونی خانوادگی (جونگکوک)*از پارک یونی*
☆-------------------------------------------------------☆
○P³○
+جونگکوک...... میاد اینجا ؟
پدربزرگ : آره میاد اونجا و اگه امکان داره داخل عمارت تو بمونه تا خودش بگرده یه خونه پیدا کنه .
+مشکلی نیست . کاش سوجون و ریلا هم میومدن . اینجوری چهارتایی کنار هم بودیم .
پدربزرگ: فکر خوبیه اما طول میکشه تا وسایلشون رو جمع کنن . میتونم هفته ی بعد اونا رو بفرستم.
+خیلی خب. کار دیگه ای با من ندارید ؟
پدربزرگ: فقط یه کاری دیگه . به جونگکوک گفتم فردا شب برای دیدنت بره کافه ی دو ماگو
+خیلی خب حتما سر ساعت خودمو میرسونم
بعد از خداحافظی گوشی رو قطع کردم و دست تلما دادم.
^چیشد؟
+*لبخند . هیچی... فقط یه مهمون خیلی مهم دارم .
30 min later
جلسه ی عکاسی به پایان رسید . سریع زدم بیرون و سوار ماشین شدم . خیلی فکرم مشغول بود
HOLD ON TO NEXT PORT...
☆ENJOY☆
شرط
کامنت ۵
لایک ۱۰
بازنشر ۵
فالوور ۵
- ۱۰۲
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط