مــؤشی در خــآنه صــآحب مــزرعه تله مــوش دید به مرغ و گو
مــؤشی در خــآنه صــآحب مــزرعه تله مــوش دید به مرغ و گوسفند و گــآو خبر داد.
همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی نــدارد!
مار دمش در تله موش گیــر کرد و زن مزرعه دار که آنجا بود را گزیــد، از مرغ برآیش سوپ درســـت کردند'' و گوسفند را برآی عیـآدت کنندگـآن از زن مزرعه دار سر بریـــدند، ،، زن مزرعه دار زنده نمــآند و مــــرد
گــآو را براے مرآسم ترحیـــم کشتند و در این مــدت موش از سوراخ دیــوار نگاه میکـــرد و به مشکلے که به دیگــرآن ربط نــدآشت فکر میــکرد...
☞ پـــس هیچــوقت نــگو مشــکل دیگـرآن ربطی به مـــــن ندارد√√√
"کــلیله و دمنه"
همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی نــدارد!
مار دمش در تله موش گیــر کرد و زن مزرعه دار که آنجا بود را گزیــد، از مرغ برآیش سوپ درســـت کردند'' و گوسفند را برآی عیـآدت کنندگـآن از زن مزرعه دار سر بریـــدند، ،، زن مزرعه دار زنده نمــآند و مــــرد
گــآو را براے مرآسم ترحیـــم کشتند و در این مــدت موش از سوراخ دیــوار نگاه میکـــرد و به مشکلے که به دیگــرآن ربط نــدآشت فکر میــکرد...
☞ پـــس هیچــوقت نــگو مشــکل دیگـرآن ربطی به مـــــن ندارد√√√
"کــلیله و دمنه"
- ۳۹۳
- ۲۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط