{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهایت به رنگ ِ موهایت در آمَد ِ مادر ..

چشمهایت به رنگ ِ موهایت در آمَد ِ مادر ..
سفید مثل ِ دلت ..
مثل ِ چادر نمازت ..
مثل استخوانهای پیکر ِ پسرت که روزی در آغوش کشیدی ..
گریه کن مادر !
گریه کن !
ک روز می اُفتد ..
آن اتفاق ِ خوب را می گویم !
من ب افتادنی ک برخآستن ِ اوست ایمان دارم !
هر لحظه ..
هر روز ..
هر جمعه !
دیدگاه ها (۵)

وارث سایه ها

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :اگر چه دانستن آثار، بر...

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

دیدار باتو (پارت ۳)

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط