پارت

پارت ۶
((فلش بک به فردا))
رفتیم فرودگاه سوار هواپیما شدیم چند دیقه دیگه هم حرکت میکردیم
یجی:من خیلی ذوق دارم کره رو ببینم
ات:پس امیدوارم از کره خوشت بیاد
یجی:معلومه
ویو تهیونگ
باید بر می گشتم کره بخاطر اون پدر بزرگ احمقم رفتم سوار هواپیما شدم صندلیم بغل همون خانمه بود که دیروز برای دخترش بستنی خریدم
یجی:عع مامان عمو جذاب
ات:یجی اون اینجا نیس
یجی:‌پشتتو نگاه کن
ات:عع سلام آقا
تهیونگ:سلام....امم انگار باید بغل شما بشینم
ات:باشه پس
یجی:عمو جذاب تو هم داری میری کره
تهیونگ:اره فسقلی
((۱ ساعت بعد))
ویو تهیونگ
۱ ساعت گذشت و اون خانم انگار خیلی خسته بود که خوابش برده بود و سرش رو شونم بود منم یکم خوابیدم
((فلش بک به کره))
ویو ات
رسیدیم کره و سریع یجی رو بیدار کردم ولی انگار اون مرده خیلی خسته بود
ات:آقا....هی اقا(اروم)
تهیونگ:چی شده...
ات:رسیدیم کره
تهیونگ:آها ممنونم خانم
ات:خواهش میکنم
رفتیم وسایل رو برداشتیم رفتم عمارت قدیمیم اونجا موندم
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

آپدیت ویورس یونگی🥹سلام به همگی، خوشحالم که می‌بینمتون من شوگ...

پارت ۷ویو اتاز هواپیما پیاده شدم رفتم به عمارتم با یجی استرا...

رمان:عشق🖤🩸پارت:۴ 🖤🩸ویو ا/ت(ساعت ۸:۳۰ توی فرانسه)علامت ا/ت +ع...

رمان:عشق🖤🩸پارت:۳ 🖤🩸+خب چی شده جوجه...؟! میگم چرا تهیونگ بهم ...

دوپارتی تهیونگ part1موقعیت:روز تولد ات تهیونگ:ات لباساتو بپو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط