سلام دوستان این یه رمان هست در مورد بخشش لوسیفر به شفارش

سلام دوستان این یه رمان هست در مورد بخشش لوسیفر به شفارش دوستان...........
اون ها رفتن به جهنم برای مزاکره همه جا شلوق بود سگ ساحبش رو نمیشناخت تا اینکه سرا در میان جمعیت کسی رو دید که که دیگه فرشته نبود لوسیفر از میان مردم سعی کرد فرار کنه اما سرا..

سرا داد کشید و گفت:لوسیفر:لوسی که براش صدا آشنا بود ترسید رنگش پرید
و اروم برگشت و سرا رو درهالی که داشت از شدت ناراحتی و افسوس سعی میکرد که گریه نکنه دید سرا به شکل حقیقی خودش بدل شد هابیل پشماش ریخته بود سرا لوسی رو بغل کرد و گفت. ادامه پست بعدی
دیدگاه ها (۶)

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک: فرشته‌ای در میانِ جمعیتصدای فریا...

عشقی حقیقی

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

ابلیس

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۱

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷³جیمین با عجله وارد کلاس شد. نفسنفس میزد و موها...

P : 17

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

نام:اواز شیطانپارت:9*در بهشت*سرا:تو حق نداری اینطوری در قصر ...

#سقوط_کرده#پارت_چهارم(همهمه ای داخل بهشت برقرار بودمایکل_سرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط